یک تب جدید / درخواست دخترهای جوان برای تغییر جنسیت و مهاجرت به کره جنوبی

 هفته‌ای سه
بار با مادرش به کلاس خصوصی زبان کره‌ای می‌رود و هر روز با گوش کردن به
آهنگ‌ها و دیدن سریال‌ها تمرین می‌کند. او دلباخته خواننده‌ها و بازیگران
کره‌ای است و اتاقش پر از عکس‌های آنها. اما این داستان تنها داستان نازنین
نیست. به گفته روانشناسانی که با آنها صحبت کرده‌ام دختران و پسران جوان
زیادی در ایران عاشق کره جنوبی هستند. دختران و پسرانی که تمام آرزویشان
دیدن هنرمندان کره‌ای است و شاید بهتر باشد بگویم؛ کره‌ای شدن. این
روانشناسان تأیید می‌کنند که با تب کره‌ای شدن مواجه هستیم تا جایی که حتی
بعضی‌ها می‌خواهند عمل تغییر جنسیت بدهند تا شاید از این طریق بیشتر شبیه
کره‌ای‌ها شوند. در این مرحله است که پدران و مادران ناچار از مراجعه به
روانشناسان هستند. در این جلسات بزودی مشخص می‌شود که ادعای مطابق نبودن
روح و جسم درست نیست و نیازی هم به عمل تغییر جنسیت نیست، بلکه ریشه قضیه
خیلی ساده در هیجان کره‌ای شدن است. کره‌ای شدن؟ چرا و به چه دلیل؟
اولین پرده از داستان عشق ایرانی‌ها به کره جنوبی از سریال‌های تلویزیونی
شروع شد. سریال‌هایی که هر شب مردم را پای تلویزیون میخکوب می‌کرد.
قصه‌هایی از مردان دلیر و جنگجو یا زنانی که پا به پای مردها کار می‌کردند.
«جواهری در قصر» و «امپراطور دریا» با بازیگرانی که بسرعت به دل مردم راه
پیدا می‌کردند تب کره را در ایران شعله ور کردند. آن زمان تی‌شرت‌ها و
عکس‌های این بازیگران بخوبی به فروش می‌رفت و رستوران‌های آسیای شرقی تهران
هر روز شلوغ‌تر می‌شد. اما کار به اینجا ختم نشد و شبکه‌های ماهواره‌ای با
انبوهی از سریال‌های 500 قسمتی هم روی موج آمدند. چه کسی فکر می‌کرد این
تب ریشه بدواند و حالا تبدیل به نوعی فرهنگ گریزی و آموزش زبان و رقص و
آشپزی و حتی جنسیت گریزی شود. آیا با تغییر جنسیت می‌شود شبیه دختران و
پسران کره‌ای شد؟ اگر بشود که به دردسرش می‌ارزد!
احمد اخوان روانشناس را در دفترش ملاقات می‌کنیم. او از دختران و پسرانی
می‌گوید که برای مشاوره در مورد تغییر جنسیت به دفتر روانشناسی می‌آیند.
نوجوانانی در سنین بین 15 تا 20 سال: «از فروردین تا حالا 13 پرونده که 9
پرونده متعلق به دختران و چهار پرونده متعلق به پسران بوده با تفکرات ترنس
داشته‌ایم. سال پیش هم 25 پرونده داشتیم. اغلب مراجعه می‌کنند تا ما
خانواده‌ها را راضی کنیم که آنها عمل کنند یا برعکس؛ خانواده‌ها مراجعه
می‌کنند که آنها را پشیمان کنیم. معمولاً هم بعد از آزمایش غدد می‌فهمیم
هیچ مشکلی وجود ندارد. بعد از مشاوره هم متوجه تأثیرپذیری آنها از فیلم‌ها و
سریال‌ها و خوانندگان کره‌ای می‌شویم و شروع می‌کنیم به درمان.»
اخوان برای ما از شکل لباس پوشیدن شبیه به هم مراجعین می‌گوید؛ دخترانی که
لباس پسرانه می‌پوشند و پسرانی که موهای خود را صاف می‌کنند و روی صورتشان
می‌ریزند: «بیشتر آنها بدون کلاس رفتن و در خانه زبان کره‌ای یاد
گرفته‌اند و آنقدر مسلط هستند که به راحتی به این زبان صحبت می‌کنند. اغلب
هم از طبقه اجتماعی متوسط به بالا هستند.» وی از دختری می‌گوید که هر روز
به خواننده مورد علاقه‌اش ایمیل می‌زده و به او ابراز عشق می‌کرده و تمام
آهنگ‌هایش را هم از حفظ بوده.
نازنین و مادرش از کلاس خصوصی زبان کره‌ای بیرون می‌آیند. فقط می‌شود از
روی نمادها و کلمات کره‌ای که روی لباس و کیفش زده فهمید که او از عاشقان
کره است. آنها را توی حیاط مؤسسه آموزش زبان خارجی می‌بینم. مادرش زنی جوان
است و آن‌طور که خودش می‌گوید هفته‌ای سه بار با هم به کلاس خصوصی می‌آیند
و قصدش این است که بزودی برای ادامه تحصیل دخترش به سئول بروند. از او
می‌پرسم چرا کره جنوبی؟ می‌گوید: «هر دوتا عاشق کره هستیم و خب این همه آدم
به جاهای مختلف دنیا مهاجرت می‌کنند و ما هم کره جنوبی را دوست داریم.»
انگار از سؤالم خوشش نیامده. نازنین وسط حرف می‌آید و با تعصب از علاقه‌اش
به کره می‌گوید: «من مردمش را خیلی دوست دارم. با چند نفرشان توی شبکه‌های
اجتماعی دوستم. باهم حرف می‌زنیم و بعضی وقت‌ها توی زبان کمکم می‌کنند.
حتی یکی از آنها ایران آمد و همدیگر را دیدیم. خیلی مهربان و دوست داشتنی
هستند.»

مادرش ساکت با چشمانی که تنگ شده و مشکوک به سؤال‌ و جواب‌ها گوش
می‌دهد. از نازنین در مورد علاقه‌اش به موسیقی و سریال‌های کره‌ای می‌پرسم.
لبخند روی لبش می‌آید و با ذوق خاصی از عشقش به خواننده‌ها و گروه‌های
موسیقی کره‌ای می‌گوید: «آرزوی من است یک بار برم کنسرتشان. آنقدر به در و
دیوار اتاقم عکس‌شان را زده‌ام که بعضی شب‌ها خواب می‌بینم وسط کنسرتم.»
به دفتر خانم روانشناسی در خیابان میرداماد می‌روم که به صورت تخصصی روی
جوانان و نوجوانان کار می‌کند اما دوست ندارد نامی از وی در گزارش درج شود.
او برای ما از تعداد بالای مراجعینی می‌گوید که برای تغییر جنسیت به مطبش
می‌آیند و معتقد است رابطه معنی داری بین مراجعین تغییر جنسیت با علاقه
آنها به سریال‌ها و انیمیشن‌ها و موزیک‌های کره‌ای وجود دارد: «نوجوانان
خیلی زیادی با این گرایش دیده‌ام و معتقدم همبستگی مثبتی بین کسانی که
اختلال هویت جنسی دارند با علاقه‌مندی آنها به سریال‌ها و فیلم‌های خارجی
بخصوص کره‌ای وجود دارد. در واقع می‌توان این‌طور گفت که هر نماد یا مدلی
که تفاوت زن و مرد را به حداقل می‌رساند، می‌تواند آسیب‌زا باشد.»
او برای ما از فیزیک مردان و زنان شرق آسیایی می‌گوید و اینکه سخت می‌شود
فقط از روی صورت تشخیص داد که فرد مرد یا زن است و شاید یکی از دلایل این
گرایش‌ها در نوجوانان نیز همین نوع فیزیک و صورت باشد: «البته نمی‌شود به
راحتی گفت فقط به خاطر دیدن فیلم و سریال کره‌ای این اتفاق می‌افتد و حتماً
دلایل دیگری هم وجود دارد.»
فهمیدن دلیل واقعی این همبستگی بین مردان و زنان جوانی که می‌خواهند تغییر
جنسیت بدهند و تماشای فیلم‌های کره‌ای کار راحتی نیست. حتی برای
روانشناسانی که در این گزارش با آنها صحبت کرده‌ام هم موضوع کمی پیچیده
است. آنها معتقدند باید در این زمینه کار آزمایشگاهی و پژوهشی ویژه‌ای
انجام داد. اما مصطفی زارعان روانشناس کودک و نوجوان مسأله را از زاویه
دیگری بررسی می‌کند. او از پژوهشی در دانشگاه شهید بهشتی می‌گوید که بر روی
محتوای قصه‌های درسی سه کشور ایران، ژاپن و آلمان انجام شده: «در این
پژوهش بیشترین مفهومی که در دروس ایرانی تکرار شده، مطیع بودن است.
آلمانی‌ها پشتکار و پیشرفت و ژاپنی‌ها پایبندی به ارزش‌های گروهی و پیشرفت
را بیشتر مد نظر دارند. بنابراین وقتی ما در کتاب‌های درسی روی مطیع بودن
تمرکز می‌کنیم و از طرف دیگر نمادهای فرهنگی مناسبی برای نسل جدید تولید
نمی‌کنیم، خیلی عجیب نیست که این پدیده‌ها اتفاق بیفتد.»
زارعان از مراجعه پسری می‌گوید که از اعتماد به‌نفس پایینی برخوردار بوده و
عشق بی‌حد و اندازه‌ای به رقص کره‌ای داشته: «تمام زندگی‌اش را برای یاد
گرفتن زبان کره‌ای و رفتن از ایران گذاشته بود. دلش می‌خواست در کره درس
بخواند و رقص یاد بگیرد.» او نیز یکی از دلایل علاقه جوانان و نوجوانان
ایرانی به کره‌ای‌ها را فیزیک و شکل صورت کره‌ای‌ها می‌داند: «آنها صورت
معصوم و کودکانه‌ای دارند و این معصومیت گرایش را بیشتر می‌کند.»همین چند
روز پیش بود که خبری از حضور یک خواننده ترکیه‌ای در ایران بحث داغ
شبکه‌های اجتماعی شده بود.
خواننده‌ای که برای افتتاح یک رستوران به تهران آمد و با هجوم طرفدارانش
مواجه شد. هواداران برای گرفتن سلفی سر از پا نمی‌شناختند و این شور و
اشتیاق آنها حتی برای خود آقای خواننده هم عجیب بود. طرفداران ترکیه، کره،
آلمان، فرانسه یا امریکا؛ شاید هیچ یک از اینها اتفاق جدیدی نباشد و تنها
الگوهاست که تغییر می‌کند. کشور بعدی کجاست، برزیل یا بلاروس؟

 

45302

همسر مجری مشهور تلویزیون از 20سال زندگی تلخ با او گفت/ دست بزن داشت،خرجی نمی داد،و …

زن میانسال پس ازورود به مجتمع قضایی خانواده – مستقردر میدان ونک – به
طرف شعبه 267 رفت و منتظر ماند تا برای طرح دادخواست به دادگاه احضار شود.
می گفت، از روزی که با آقای مجری ازدواج کرده بود، یادش نمی‌آید در آرامش
زندگی کرده باشند؛ یا باهم به تفریح، خرید یا رستوران رفته باشند. می‌گفت
حتی وقتی فرزندشان مریض می‌شد، شوهرش دربیمارستان هم بی‌آنکه نگران حال
فرزند بیمارشان باشد به این دلخوش بود که به دوستدارانش لبخند بزند و با
آنها عکس یادگاری بگیرد. اما مشکل اصلی همسر آقای مجری این نبود؛ چراکه چند
ماه پیش به دادگاه آمده بود تا پیگیر خواسته اجرت المثل 20 سال زندگی
مشترکشان باشد اما اختلاف‌های آنها عمیق‌تر از اینها بود.
آشنایی‌اش با آقای مجری به سال‌های جوانی بازمی گشت. نخستین بار او را در
دانشکده محل تحصیلش دیده بود. برنامه‌های جمعی دانشکده و برخی کلاس‌های
مشترک باعث آشنایی بیشتر آنها شده بود؛ تا آنکه یکی از دوستان مشترک موضوع
علاقه‌مندی آقای مجری را به میان کشید. اما دختر جوان تصمیمی برای ازدواج
نداشت و ترجیح می‌داد بعد از تحصیل به این موضوع فکر کند. ولی اطرافیان و
دخترهای فامیل آنقدر از اخلاق خوب آقای مجری و درآمد افسانه‌ای هنرمندان و
قدم زدن روی فرش قرمز برایش حرف زدند که راضی شد موضوع را با پدرش در میان
بگذارد. با این حال پدرش که فردی اهل مطالعه و دارای تجربه بود از سختی‌های
زندگی با آدم‌های مشهور گفت و تصمیم نهایی را برعهده دخترش گذاشت. چند ماه
بعد در حالی که هیچ یک از آنها هنوز فارغ‌التحصیل نشده بودند پای سفره عقد
نشستند و زندگی مشترکشان را شروع کردند. مهریه‌ای که خانواده عروس پیشنهاد
دادند 300 سکه طلا بود، اما آقای مجری آن را به 500 سکه افزایش داد.
اما شیرینی جشن عروسی و وعده آن سکه‌ها از همان شب‌های اول زندگی بر دختر
جوان تلخ شد؛ چرا  که آقای مجری به بهانه‌ای قهر کرد و تا دو روز با همسرش
حرف نزد. با این وضع عروس جوان دست به کار شد تا ضمن عذرخواهی موضوع را
فیصله دهد. آن روز مسأله حل شد، اما چند روز بعد بهانه‌ای دیگر پیدا شد تا
آقای داماد به قهرهایش ادامه دهد. این روال همچنان ادامه داشت تا اینکه
عروس جوان بتدریج متوجه شد همسرش بشدت زودرنج، بهانه گیر و کم حوصله است.
برای همین تا می‌توانست مراعات حالش را می‌کرد که اختلافی پیش نیاید. اما
باز هم مسائل و مشکلات میان آنها تمامی نداشت. زن میانسال گفت: «آقای مجری
نه تنها به من بی‌توجه بود، بلکه آنقدر در کار و روابط خصوصی‌اش غرق بود که
به زندگی خانوادگی‌اش هیچ توجهی نمی‌کرد. در سال دوم زندگی مشترک
مشکلاتمان بیشتر شد و خرجی ندادن هم به دیگرمشکلات اضافه شد. با این شرایط
آقای مجری اجازه کار کردن و معاشرت با فامیل‌ها را هم برایم ممنوع کرده
بود؛ ولی هر گاه که روی صحنه می‌رفت یا میکروفنی پیدا می‌کرد از حقوق زنان و
همسران سخن می‌گفت.! و…
زن دل شکسته به یاد آورد که نخستین بار در همان روزهای سال سوم زندگی
مشترکش قهر کرده و دادخواست طلاق داده، اما خیلی زود از کارش پشیمان شده
بود.آن موقع همسرش اجازه ملاقات فرزند شش ماهه‌شان را به او نمی داد تا
اینکه خانواده‌ها وساطت کردند تا با گرفتن مهریه‌اش به خانه برگردد و اگر
مشکلاتشان دوباره شروع شد دادخواستش را پیگیری کند.
زن سیاه بخت گفت: « وقتی به خانه برگشتم و بار دیگر فرزندم را در بغل
گرفتم به خودم قول دادم تا بزرگ شدنش سختی‌ها را به جان بخرم و دم
برنیاورم. تا سه سال پیش همه مشکلات قدیمی مثل بی‌احترامی، تحقیر و…
همچنان میان من و شوهرم وجود داشت تا اینکه فرزندمان در یکی از دانشگاه‌های
معتبر پذیرفته شد. در همان روزها مشاجره‌ای سخت میان ما درگرفت که همسرم
همچون گذشته دست به روی من بلند کرد و در این درگیری بشدت مجروح شدم.
شکایتم از آقای مجری باعث شد که رابطه مان برای همیشه قطع شود و بعد از
سال‌ها دوباره پا در دادگاه‌های مختلف گذاشتم.»
حالا همسر مجری سرشناس در میانسالی راهی دادگاه شده تا شاید بتواند حق و حقوق از دست رفته‌اش را از همسرش پس بگیرد.
وقتی وارد شعبه 276 شد، قاضی او را شناخت و پس ازمقدمه‌ای کوتاه گفت: «با
توجه به اینکه شما سال‌ها پیش مهریه تان را دریافت کرده اید، تنها نفقه و
اجرت المثل زندگی 20 ساله به شما تعلق می‌گیرد. براساس نظر کارشناس هم
میزان اجرت المثل – اجرت زحمت کار کردن در منزل همسر- حدود 40 میلیون تومان
اعلام شده که در صورت پرداخت نشدن از سوی شوهرتان باید اموالی از او معرفی
کنید تا توقیف شود…»
زن ناگهان حرف قاضی را قطع کرد و گفت: «من بابت مهریه یک خانه در همان
سال‌ها دریافت کردم که در اجاره است. گرچه اجاره آن هم هرگز به دست خودم
نرسیده؛ اما در مورد اموال همسرم باید بگویم فقط یکی از خانه‌های او حدود
یک میلیارد تومان ارزش دارد.»
 قاضی دوباره گفت: «اشکالی ندارد مشخصات همان ملک را به طور مستند به دادگاه معرفی کنید تا برای کارشناسی بفرستیم.»

 

45302

فرصت زیرِ ۱۸ ساله‌ها برای شرکت در نوای خرم تمدید شد

به گزارش
خبرگزاری خبرآنلاین، دبیرخانه چهارمین جایزه و جشنواره همایون خرم (نوای خرم)، مهلت
ارسال آثار هنرمندان متقاضی را تا روز شنبه بیستم آبان تمدید کرد.

دبیرخانه این دوره از جشنواره اعلام
کرد: «به دلیل استقبال و درخواست داوطلبان شرکت‌کننده در چهارمین دوره جایزه و
جشنواره همایون خرم (نوای خرم) مهلت ثبت‌نام و ارسال آثار این دوره از جشنواره تا
پایان روز شنبه بیستم آبان تمدید شد.

نظر
به این که آثار ارسالی باید مورد بازبینی دقیق هیئت‌داوران قرار گرفته تا
برگزیدگان مرحله نهایی مشخص شوند و همچنین محدودیت زمانی و کثرت داوطلبین بدیهی
است این مهلت به هیچ‌وجه تمدید نخواهد شد.»

نوازندگان تمامی سازها، خوانندگان و همچنین
گروه‌های موسیقی کودک و نوجوان داوطلب (کمتر از ۱۸
سال) می‌توانند با اجرای یکی از تصانیف و یا قطعات بی‌کلام استادان روح‌الله
خالقی، مهدی خالدی، علی تجویدی، همایون خرم‌، حبیب‌الله بدیعی و پرویز یاحقی که به
شکل رسمی عرضه شده، به صورت تک‌خوانی، تک‌نوازی، هم‌خوانی، هم‌نوازی و گروه‌نوازی
در این جشنواره شرکت کنند.

چهارمین جایزه و
جشنواره همایون خرم با هدف حفظ و گسترش فرهنگ اصیل و فاخر ایرانی و همچنین
ارتقای نگرش هنری نسل جوان از طریق شناخت آثار اساتید گذشته و تاثیر گرفتن از
نمونه‌ها و الگوهای موجود در موسیقی ایرانی به همت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و
خانواده استاد همایون خرم، با همکاری دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آذر ۱۳۹۶
برگزار می‌شود.

57242

شبکه تهران سیما،رسانه قالیباف ،سانسورچی نجفی

نکته جالب اینکه نشست خبری شهردار تهران در هیچ کدام از بخش‌های
خبری بازتابی نداشت. در صورتی که شبکه تهران لااقل در زمان قالیباف رسانه
غیر رسمی شهردار تهران بود و حتی افتتاح دستشویی توسط او را با با آب و تاب
بازتاب می‌داد.

 

45302

محصولات فاقد برند از بازارهای صادارتی حذف می شود

محمدرضا مودودی معاون توسعه صادرات کالا و
خدمات سازمان توسعه تجارت ایران در گفتگو با خبرنگار جهان اقتصاد ضمن اعلام
این خبر، افزود: هیأت وزیران به منظور توسعه فرهنگ برند و برندسازی در
راستای ساماندهی تبلیغات کالاها و خدمات در چارچوب قانون رفع موانع تولید
رقابت‌پذیر و ارتقای نظام مالی، سازمان توسعه تجارت ایران را به عنوان
متولی این مهم تعیین کرده‌است.‏
وی ادامه داد: به منظور هرچه بهتر انجام شدن این مأموریت، سازمان توسعه
تجارت با استفاده از ظرفیت کارشناسان، اساتید دانشگاه و نخبگان حوزه برند
نسبتا به بررسی مدل‌های ارزیابی مرسوم درعرصه بین‌المللی و مدنظر قراردادن
مقتضیات و شرایط کشور، مدلی را جهت ارزیابی برندهای ملی تهیه و سال گذشته
نخستین جشنواره نام نشان ایرانی را برگزار کرد و دومین دوره این همایش نیز
امسال برگزار خواهدشد.‏
مودودی با بیان اینکه معرفی برندهای برتر به ایجاد فضای رقابتی میان
بنگاه‌ها کمک کرده و موجب توجه و تمرکز ایشان برای تقویت و توسعه برند‌
می‌شود، تصریح‌‌کرد: از سویی این روند موجب توسعه زیرساخت‌ها برای ایجاد
برند‌های ملی و در مرتبه بالاتر برندهای فراملی می‌شود که در نهایت موجب
افزایش کمی و کیفی صادرات غیرنفتی کشور می‌شود.‏
وی با تأکید براینکه تحقق اهداف این برنامه نیازمند مشارکت صاحبان صنایع،
فعالان اقتصادی، متخصصین، کارشناسان، مشاورین، انجمن‌ها، تشکل‌ها،
دستگاه‌ها و نهادهای دولتی است، افزود: از این رو سازمان توسعه تجارت در
برنامه‌ خود سه هدف عمده و اصلی یعنی مدیریت و ارتقاء برند، مدیریت
سیستماتیک برند در بنگاه‌ها و ایجاد نظام رتبه بندی و ارزیابی را در دستور
کار قرار داده است.‏
معاون سازمان توسعه تجارت ایران با بیان اینکه برندسازی در بنگاه‌‌ها
‌می‌تواند در دو حوزه داخلی و خارجی دستاوردهای ارزشمندی را به دنبال
داشته‌باشد، توضیح‌داد: شناخته شدن برند موجب تثبیت جایگاه محصول در بازار و
وفاداری مصرف‌کنندگان شده و توان رقابتی بنگاه با رقبای داخلی و خارجی را
افزایش می‌دهد.‏
وی ادامه‌داد: بی‌شک یکی از نقاط ضعف عمده محصولات صادارتی ما عدم
برخورداری از برند معتبر و شناخته شده‌است، چنانکه معدود بنگاه‌های صاحب
برند، توانسته‌اند با شرایط بهتری به بازارهای صادراتی وارد و حضور خود را
تداوم بخشند.‏
مودودی با اشاره به اینکه مدل رقابت در بازار تغییر کرده و شرایط سخت‌تر و
فشرده‌تر شده‌است، افزود: مواردی چون کیفیت و قیمت از مزیت به الزام تغییر
یافته‌ و دیگر به عنوان امتیازی برای جلب مشتری مطرح‌ نیستند و بنگاه‌ها
برای حفظ توان رقابتی بر خلق و ایجاد ارزش‎‌‎های ذهنی و تصویر ذهنی مطلوب
از خود متمرکز شده‌اند.‏
وی ادامه‌داد: این مسیر برای شرکت‎‌‎ها تمایزی ماندگار و دارایی غیر‌قابل
ارزش‎‌‎گذاری یا غیرمشهود ایجاد کرده‌است که از این دارای با عنوان برند
یاد می‎‌‎شود.‏
معاون سازمان توسعه تجارت ایران با بیان اینکه برندسازی امری فراتر از یک
نام یا نشان تجاری است، گفت: برندسازی یک موضوع دانش بنیان است که امروز به
عنوان نیاز حیاتی برای بنگاه‌ها مطرح است و علاوه بر مزایایی که دارد، خود
نیز به عنوان ارزشمند‌ترین دارایی نا مشهود بیشترین رشد سازمانی و ارزش را
برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند.‏
وی با اشاره به وجود موانع متعدد پیش روی برندسازی در کشور، توضیح‌داد: از
جمله برخی موانع می‌توان به توسعه نیافتگی و عدم رشد حرفه‌ای درحوزه برند،
ضعف و عدم آموزش‌های لازم، فقدان برنامه‌های راهبردی و بلند مدت، عدم
شفافیت وظایف و مسئولیت‌های نهادها وارگان‌های دولتی، فقدان آمار و اطلاعات
صحیح و بروز جهت صادرات به کشورهای هدف و ضعف در بازاریابی و تحقیقات
بازار، ‏
عدم شفافیت فضای کسب وکار، عدم نوآوری درمحصولات صادراتی و در نهایت تعریف نشدن جایگاه مشاوران برند اشاره کرد.‏
مودودی با بیان اینکه، برای تبدیل شدن به کشوری با صادرات غیرنفتی پایدار،
باید برای برندسازی در حوزه شرکت‌ها، ملی و فراملی سرمایه‌گذاری کنیم، گفت:
در بررسی عملکرد تجاری کشورهایی که در حوزه صادرات غیرنفتی دارای جایگاه و
رتبه هستند، مشخص می‌شود که این کشورها در مقایسه با رقبا به موضوع برند
اهمیت بیشتری می‌دهند.‏
وی افزود: وجود برندهای معتبر حضور در بازار داخلی را برای محصولات وارداتی
سخت‌کرده و در بازارهای صادراتی نیز ورود، تداوم و ثبات را ممکن می‌سازد و
دور از انتظار نیست که در آینده‌‌ای نزدیک محصولات فاقد برند از بازارهای
صادراتی حذف شوند.‏
معاون سازمان توسعه تجارت ایران با بیان اینکه خوشبختانه در چند سال اخیر
موضوع برند و یرندسازی مورد توجه قرار گرفته‌است، اظهارداشت: اهمیت برند
موجب شده تا در ارزیابی صادرکنندگان برتر، برند و برندسازی مورد توجه قرار
گرفته و هر سال اهمیت این موضوع بیشتر می‌شود.‏
وی در پایان گفت: قطعا در سال‌های آتی نداشتن برند موجب حذف شرکت‌های از
بازارهای صادراتی می‌شود و دور از انتظار نیست که در سال‌های آینده داشتن
برند معتبر به عنوان یکی از معیارهای اصلی انتخاب صادرکنندگان باشد.‏

 

45302

رکورد «جلسه فنی» در استقلال!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ سرمربی آلمانی استقلال هنوز نتوانسته به ثبات کاری در این باشگاه برسد و بعضی ها می گویند سن و سال بالایش باعث شده تا فعلا از برنامه عقب باشد. شفر روز دوشنبه جلسه ای فنی قبل از تمرین و در هتل برای تیمش تشکیل داد که گویا این جلسه یک ساعت و 45 دقیقه به طول انجامید و رکورد شکست. خبرورزشی امروز با انتشار این خبر نوشت حتی شنیده می شود بعضی از بازیکنان اواخر جلسه خواب بودند!

252 41

 

 

معاون عمرانی جدید شهردار،مخالف بزرگراه

کارشناسان شهری با اشاره به کارنامه عملکرد حداقل ۴ سال گذشته پیروز حناچی در شورای عالی شهرسازی، عنوان می‌کنند که این فرد مخالف بزرگراه‌سازی‌های زائد در شهرها است چراکه معتقد است حل ترافیک شهرها از مسیر بزرگراه‌سازی آدرس اشتباهی است و با بزرگراه‌سازی معضل ترافیک آزاردهنده شهر تهران حل نمی‌شود.

حناچی یکی از منتقدان جدی ساخت اتوبان دو طبقه صدر بوده است؛ اتوبانی که شهردار تهران دو روز پیش از آن به «شبه هیولا» تعبیر کرد. نگاهی که معاون جدید فنی و عمرانی شهرداری دارد و شهردار تهران نیز براساس همین نگاه او را انتخاب کرده است بر این محور متکی است که فعالیت‌های عمرانی پایتخت با توجه به محدودیت منابع باید با اولویت حمل و نقل عمومی ادامه پیدا کند، این در حالی است که طی سال‌های گذشته اجرای پروژه‌های عمرانی بزرگ‌مقیاس به مکنده بودجه توسعه مترو بدل شده بود.

به همین دلیل در قالب نگاه جدید بزرگراه‌سازی یک ماموریت ضدمترویی تلقی می‌شود چراکه ساخت بزرگراه بیشتر به منزله محرک ترافیک شدیدتر در تهران از محل استفاده از خودروهای شخصی خواهد بود.

در این میان یکی از انتقادهای اصلی شهرسازان در سال‌های اخیر به توسعه انحرافی تهران به این موضوع مرتبط بود که امکانات تهران به جای آنکه برای شهروندان توسعه پیدا کند برای خودروهای شخصی گسترش پیدا کرده است. به تعبیر دیگر مدیران شهری در دوره گذشته، تهران را بیش از آنچه شهر انسان‌محور بدانند شهر خودرومحور معرفی می‌کنند اما حالا قرار است در نگاه جدید مدیریت شهری، از چهره تهران ماشین‌زدایی شود.

پیروز حناچی حدود دو سال پیش تحقیقی در مورد تجربه بزرگراه‌سازی‌های دو طبقه در سایر کشورهای دنیا انجام داد که نتایج این تحقیق نشان می‌دهد: کشورهایی که دهه‌های پیش به سمت ساخت اتوبان دوطبقه رفته بودند در سال‌های اخیر بخشی از این بزرگراه‌ها را تخریب و به پیاده‌راه تبدیل کردند تا از این طریق هم بافت اجتماعی شهر تقویت شود هم میل استفاده از خودروی شخصی کاهش پیدا کند.

از این رو با انتصاب وی این انتظار در پایتخت به وجود آمده که ادامه سرمایه‌گذاری‌های شهری در این حوزه، از بزرگراه‌سازی به فعالیت‌های مرتبط با حمل و نقل عمومی و پیاده‌راه چرخش پیدا کند. بررسی‌ها در مدیریت شهری تهران نشان می‌دهد: ساخت بزرگراه به جای آنکه ترافیک شهر را کاهش دهد باعث تشدید ترافیک نیز شده است. طوری‌که به ازای افزایش ۱۰درصدی طول شبکه معابر خودرویی در شهر (شبکه بزرگراهی) حجم تردد خودرو ناشی از میل استفاده از آن ۲۰ درصد زیاد می‌شود.

این آمار در کنار آمار اخیر پلیس راهور تهران که اعلام کرده حجم خودروهای عبوری در تهران ۴ برابر گنجایش خیابان‌های تهران است نشان از سیاست اشتباه کنترل ترافیک با ساخت بیشتر بزرگراه دارد. آنچه این موضوع را تایید می‌کند عملکرد شهرداری در ساخت بزرگراه است. آمارها نشان می‌دهد شهرداری در سال ۹۵ طول شبکه بزرگراهی پایتخت را به آنچه باید در افق طرح جامع یعنی سال ۱۴۰۴ محقق شود، افزایش داد. در حال حاضر طول شبکه بزرگراهی شهر تهران معادل ۵۵۴ کیلومتر است که در واقع مناسب گنجایش عبور و مرور خودرو برای ۸ سال آینده طراحی شده است اما هم‌اکنون ساخته و تکمیل شده و در عین حال ترافیک شهر تهران نسبت به سال‌های گذشته نه تنها کاهش نیافته بلکه شدیدتر نیز شده است.

از این رو شهردار تهران بنا دارد ترافیک تهران را با ماموریتی غیر بزرگراه‌سازی و در قالب تکمیل مترو ساماندهی کند.

 

45302