خاطره حسن روشن از روزهایی که حجازی استرس می گرفت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ حسن روشن مهاجم اسبق استقلال، از ناصر حجازی خاطره های روزهایی را تعریف می کند که با او در اردوهای تیم ملی هم اتاق بود. او می گوید: «یک خاطره جالب برایتان تعریف کنم. همیشه در اردوها من با مرحوم ناصر حجازی هم اتاق بودم. وقتی به بازی ها نزدیک می شدیم، ناصر خیلی تو فکر می رفت. یادم هست با استرالیا در مقدماتی جام جهانی 78 بازی داشتیم. دوره قبل از استرالیا سه گل خورده بودیم و ناصر خاطره بدی داشت. کسی جرات نداشت با او شوخی کند الا من. به او گفتم ناصر اگر تو خوب باشی من هم یک گل می زنم. وقتی به فرودگاه رفتیم، مادرم قبل از ترک ایران گفت پسرم گل می زند. به ناصر گفتم دیدی گل می زنم. مادر هم می گوید. البته بیشتر شوخی بود چون نمی شود پیش بینی کرد. آقای دیده بان دبیر کل وقت فدراسیون به من گفت حسن چیکار می کنی؟ گفتم گلم را در این بازی می زنم. او هم گفت اگر گل زدی، ماشینت را پلاک می کنم. یک بی ام دبلیو داشتم که پلاک نمی شد و برایم پلاک کردند.»

252 43

 

اشتراک گذاری اطلاعات، زمینه ساز شهر هوشمند

در این همایش که با تأخیر و کمی بی‌نظمی در ارائه سخنرانی‌ها برگزار شد، بر ضرورت‌های شهر هوشمند، نبود متولی و ناظر، نبود قوانین و مقررات و استاندارد‌سازی و توسعه خدمات شهری با اشتراک‌گذاری داده‌های باز، جمع سپاری، یکپارچه‌سازی مدیریت شهری تأکید شد.

تأکید رئیس جمهوری بر استقرار شهر الکترونیک
جمشــــید انصــــاری معـــاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور که بتازگی از زنجان به تهران آمده و مسئولیت جدید خود را بر عهده گرفته است از میهمانان ویژه این همایش بود. انصاری می‌گوید: دولت تدبیر و امید به توسعه دولت الکترونیک و هوشمند‌سازی تأکید دارد بنابراین یکی از برنامه‌های اصلی دولت، اصلاح نظام اداری و الکترونیکی کردن آن است.

از سوی دیگر دولت بر نقش شهرداری‌ها تأکید دارد چرا که بسیاری از برنامه‌های مشترک مانند توسعه خدمات الکترونیک با همکاری شهرداری میسر است و دولت از برنامه‌های شهرداری‌ها در این زمینه حمایت می‌کند تا به برنامه‌های توسعه دولت الکترونیک شتاب داده شود و سومین موردی که دولت بر آن تأکید دارد حضور و نقش آفرینی بخش خصوصی در این حوزه است تا به سرعت فعالیت‌ها افزوده شود.

معاون رئیس جمهوری در ادامه می‌گوید: توسعه دولت الکترونیک و هوشمند‌سازی را دولت در سال 93 به تصویب رساند و برای سال‌های 94 و 95 طرح‌هایی مشخص کرد تا با مشارکت بخش خصوصی انجام شود. حتی در بحث الکترونیک خدمات اداری بر اطلاع‌رسانی الکترونیک در دستگاه‌های اجرایی کشور تأکید و پیش‌بینی کرده است تا مدت سه سال صددرصد کارها محقق شود. از سوی دیگر باید ارائه خدمات الکترونیک به شهروندان در شهرداری‌ها تعریف شود و حتی پیش‌بینی می‌شود در مجموع 60 درصد کارها در شهرداری‌ها به صورت الکترونیکی انجام شود.

رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور می‌افزاید: ایجاد و توسعه شبکه ملی اطلاعات با تأکید بر پایگاه‌های داده و به اشتراک‌گذاری آنها تا 50 درصد در نظر گرفته شده است. استقرار پنجره واحد برای 10 موضوع مهم در دستور کار دولت قرار دارد که توسعه خدمات قابل ارائه از پیشخوان دولت برای توسعه 60 درصدی پیش‌بینی شده است.

انصاری می‌افزاید: اما بحثی که درباره شهر هوشمند وجود دارد این است که چون مقوله شهر هوشمند یک مفهوم است، باید این مفهوم را در بین مردم گسترش داد تا به مطالبه عمومی تبدیل شود ولی به نظر می‌رسد در این باره کاری صورت نگرفته است از سوی دیگر ما هنوز در مرحله شهر الکترونیک هستیم و رئیس جمهوری نیز بر توسعه شهر الکترونیک تأکید دارد بنابراین هنوز وارد فاز شهر هوشمند نشده‌ایم.
وی می‌گوید: بررسی‌ها نشان می‌دهد که تفاوت مفهومی بین شهر هوشمند و شهر الکترونیک وجود دارد. زیرساخت و سیستم‌های ارتباطی برای شهر الکترونیک، هدف ولی برای شهر هوشمند یک ابزار است و به نظر نمی‌رسد در این مورد به ابزار رسیده باشیم. از این‌رو تا در توسعه مفهوم شهر الکترونیک گام محکم برنداریم، نمی‌توانیم در شهر هوشمند گام‌های بزرگی برداریم پس باید ابتدا وارد شهر الکترونیک و سپس وارد فاز شهر هوشمند شویم.

توسعه خدمات شهری با شهر هوشمند
سهیل مظلوم دبیر اجرایی همایش شهر هوشمند نیز در گفت‌و‌گوی اختصاصی با «ایران» ابتدا همایش سال گذشته را با دومین دوره آن مقایسه کرده می‌گوید: در همایش سال گذشته بحث اشتراک‌گذاری زیرساخت‌ها را هدف قرار دادیم که سه ماه بعد از پایان همایش رگولاتوری مصوب کرد تا مالکان زیرساخت‌ها (توانیر، راه‌آهن، شرکت نفت و…) می‌توانند با اعمال تعرفه‌ای اطلاعات وداده ها دراختیار دیگران قرار دهند.

مظلوم می‌افزاید: اما امسال رویکرد همایش؛ توسعه خدمات شهری است و برای اینکه شهرداری‌ها بتوانند سرویس و خدمات ارائه دهند نیازمند یکسری هماهنگی‌های بین دستگاهی هستند بنابراین باید مدیریت یکپارچه شهری را اجرا کنیم تا بتوانیم با هماهنگی بین دستگاه‌ها و شهرداری‌ها به مردم خدمات ارائه دهیم.
دبیر اجرایی همایش تفاوت عمده همایش امسال را معرفی استارتاپ‌ها و ایده‌های مرتبط با شهر هوشمند و توسعه خدمات شهری عنوان کرده و می‌گوید: برای رسیدن به شهر هوشمند که یک مفهوم است باید تلاش کنیم. در این زمینه از تجربیات کشورها استفاده کنیم ولی باید در کل الگویی تعریف کرده و در کشور پیاده کنیم.

هوشمند‌سازی قلب شهر با مدیریت یکپارچه
در ادامه همایش زیرساخت‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری شهر هوشمند سخنرانان به ضرورت‌های شهر هوشمند، نبود متولی و ناظر، قوانین و مقررات، نبود استاندارد‌سازی و… پرداختند.اسماعیل ثنایی عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با طرح سؤالی مبنی بر اینکه چرا باید به سمت شهر هوشمند برویم؟ می‌گوید: وقتی حرف از شهر هوشمند می‌شود، یعنی باید قلب شهر را هوشمند کنیم. در شهر ترافیک، امنیت، سوانح، تروریستی و… وجود دارد بنابراین باید از ابزار‌های موجود استفاده کنیم تا همه به هم متصل شده و هوشمند شوند. به عبارتی با هوشمند‌سازی باید بتوان از یک نقطه در شهر آب، برق، گاز، امنیت، سوانح، حمل و نقل، بهداشت، انرژی، ساختمان‌ها و… را به صورت یکپارچه‌سازی مدیریت کرد.

ثنایی می‌افزاید: . اکنون هریک از بخش‌های شهر (آب، گاز، برق و…) به صورت مجزا با دستگاه‌ها و اپلیکیشن‌های مختص خود کار را به صورت هوشمند انجام می‌دهد که این روش دیگر در دنیا منسوخ است و نمی‌توان به این شیوه شهر را مدیریت کرد چرا که اکنون با مدیریت یکپارچه صحبت از اطلاعات بزرگ (Big data) مطرح است. شهر هوشمند ازطریق سنسورها و با اینترنت اشیا با اطلاعات دیتا سنتر ارتباط دارد و با تبادل اطلاعات اپلیکیشن‌ها فیت می‌شود و به عبارتی ابری بزرگ بالای تمام ابر‌ها تشکیل می‌شود تا اطلاعات را در آن سطح با هم مخلوط کرده و مدیریت یکپارچه ایجاد شود.عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف در ادامه می‌گوید: البته برای هوشمند کردن همه شهرها نمی‌توان یک نسخه واحد پیچید و باید نسخه شهر زیارتی با توریستی یا با شهر صنعتی و… متفاوت باشد پس برای توسعه شهر هوشمند باید از تجربه‌های بین‌المللی و همکاری‌های آنان استفاده کنیم.

مقاومت در ارائه اطلاعات باز سد راه شهر هوشمند
در ادامه همایش حمیدرضا قمی مدیرعامل شرکت پیشگامان توسعه دانش نیز به نقش و وظایف دولت برای جذب مردم و جذب سرمایه‌گذاری در بخش شهر هوشمند پرداخته و می‌گوید: در کشور کارهای هوشمند‌سازی شهر به صورت پراکنده صورت گرفته است و بانک اطلاعاتی متنوعی نیز وجود دارد که می‌تواند ارزش اطلاعاتی خوبی را ایجاد کند ولی بحث این است که باید اشتراک‌گذاری داده‌ها، مشارکت و جمع سپاری و بهسازی فرآیندها صورت بگیرد اگر اطلاعات در بین دستگاه‌ها رد و بدل نشود، شهر هوشمند راه‌اندازی نمی‌شود.وی می‌افزاید: اشتراک گذاری، نوآوری ایجاد کرده و جاذبه سرمایه‌گذاری برای ایده‌های نو، ارتقا‌پذیری سیستم‌ها را به وجود می‌آورد. در دنیا تعریف جدیدی به نام داده‌های باز (داده‌هایی که محرمانه و امنیتی نیستند) وجود دارد بنابراین باید داده‌های باز در بین دستگاه‌ها براحتی رد و بدل شود تا شهر هوشمند شکل بگیرد. در کشورها پرتال‌های داده‌های باز وجود دارد که باید در کشور ما نیز همین اتفاق رخ دهد که البته علت مقاومت بحث امنیتی و محرمانه بودن برخی از اطلاعات است که باید این مورد نیز استاندارد‌سازی شود.قمی به مشارکت و جمع سپاری اشاره کرده و می‌گوید: در همه کشورها بخش خصوصی به بحث شهر هوشمند ورود کرده است و پیشران هوشمند‌سازی شهر، شهروند هوشمند است. تأمین مالی و جمع‌آوری داده باید با همکاری شهروندان هوشمند صورت بگیرد از نظر سرمایه‌گذاری باید مردم هم کمک کنند.

5656

 

پایگاه «فرماندهی» اصلاح‌طلبان برای انتخابات 96 کجا برپا می‌شود؟

علی حاجی‌ناصری: براساس خبرهایی‌که پس از برگزاری نشست هفته گذشته شورای‌عالی اصلاح‌طلبان در رسانه‌ها منتشر شد، تصمیم سران و بزرگان اصلاحات بر این قرار گرفته است که این شورا به کار خود ادامه دهد تا در انتخابات بهار ۹۶ فعالیت پررنگی داشته باشد. این شورا قرار است در یک‌سال آینده، فعالیت‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان را ساماندهی و اجرا کند. گویا قرار است مقر فرماندهی اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 96 باز هم در این شورا برپا شود.

روزگار اصلاح طلبان و صندوق های رای
اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته مدل‌های مختلفی را برای حضور در میدان سیاست تجربه کرده‌اند. آنها در سال ۸۴ در‌حالی‌که قدرت اجرایی را در دست داشتند، در متکثرترین وضعیت خود به‌سر می‌بردند. دولت اصلاحات روزهای پایانی خود را سپری می‌کرد و چهره‌های مختلف سیاسی از جریان‌های گوناگون خود را مهیای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌کردند.

اصولگرایان ائتلاف‌های چندگانه‌ای داشتند و اصلاح‌طلبان نیز با چند کاندیدا وارد میدان رقابت‌ها شدند؛ چهره‌هایی که هریک طیف‌های متفاوتی از بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان را به‌عنوان سبد آرای خود حساب می‌کردند. مصطفی معین کاندیدای طیف موسوم به اصلاح‌طلبان پیش‌رو بود و نخبگان را جامعه هدف خود می‌دانست، مهدی کروبی رای توده‌ها را هدف گرفته بود و محسن مهرعلیزاده نیز کاندیدای مطلوب بخشی از قومیت‌های ملی به‌شمار می‌رفت. اکبر هاشمی رفسنجانی هم نامزد طیف گسترده‌ای از اصلاح‌طلبان بود که در عین‌حال گروه‌هایی از اصولگرایان نیز از او حمایت می‌کردند.

عدم‌اجماع اصلاح‌طلبان در انتخابات ۸۴ سبب شد که نامزدهای این جریان از راهیابی به مرحله دوم انتخابات بازبمانند و قافیه را به حریف واگذار کنند؛ حتی حمایت از هاشمی رفسنجانی و ائتلاف مقابل محمود احمدی‌نژاد نتوانست نتیجه‌بخش باشد و قدرت اجرایی از اصلاح‌طلبان گرفته شد.

بعد از آن بود که اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراهای سوم و مجلس هشتم با تشکیل یک ائتلاف گسترده، سعی کردند زمینه بازگشت به قدرت را فراهم کنند اما فضا برای این اتفاق مساعد نبود. انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در سال ۸۸ و انتخابات مجلس نهم در سال ۹۰، دو انتخاباتی بود که برای اصلاح‌طلبان نوعی سکون و حتی بازگشت به گذشته را ایجاد کرد؛ اعتراضات اصلاح‌طلبان پس از انتخابات ۸۸ و تحت‌تاثیر قرار گرفتن انتخابات مجلس نهم در سال ۹۰ از حوادث سال 88، سبب شد که این جریان مدتی از رقابت‌های سیاسی فاصله بگیرد.

یک «طرح نو» که چپ گراها را به قدرت بازگرداند

در انتخابات ۹۲ اما رهبران جریان اصلاح‌طلبی طرحی نو درانداختند و به ائتلاف با جریان اعتدالی دست زدند. آنها به پیروزی در میدان سیاست امید چندانی نداشتند اما این ائتلاف برگ‌برنده‌ای شد برای بازگشت به عرصه قدرت رسمی. این ائتلاف هرچند در دقیقه ۹۰ صورت گرفت اما گزینه اصلاح‌طلبان در انتخابات را به پیروزی رساند.

در انتخابات مجلس دهم در سال ۹۴ اما شرایط جدیدی ایجاد شد؛ شرایطی که در آن اصلاح طلبان تازه نفس فضا را برای محکم کردن جای پایشان در ارکان قدرت مناسبتر دیدند. از این‌رو، شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان اعلام‌موجودیت کرد تا وظیفه سازماندهی فعالیت‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان را عهده‌دار شود.

این شورا  در کنار گروه مشورتی رییس دولت اصلاحات با حضور اشخاص حقیقی و حقوقی برپا شد؛ به‌گونه‌ای‌که دبیران‌کل برخی احزاب و چهره‌های حزبی به عضویت آن درآمدند. این شورا که از یک هیات‌رییسه و سه کارگروه تشکیل شده بود، به ریاست محمدرضا عارف جلسات منظمی را تشکیل می‌داد. حسین مرعشی، حسین کمالی، محسن رهامی، آیت‌الله موسوی تبریزی، عبدالواحد موسوی لاری، الهه کولایی و علی صوفی چهره‌های سرشناسی بودند که در این شورا عضویت داشتند و مسئولیت‌های مختلفی بر دوش آنها گذاشته شده بود.

این شورا توانست براساس همان تدبیری که اندیشیده شده بود یعنی همراهی با اعتدالیون اصولگرا برای جلوگیری از راهیابی تندروها به مجلس دهم، در پایتخت و برخی از شهرهای بزرگ به موفقیت نسبی دست یابد؛ هم فهرست قابل‌اجماعی تدوین کرد و هم توانست کرسی‌های قابل‌توجهی را در مجلس از آن خود کند.

سال 96؛ و یک انتخاب مهم

حالا انتخابات ۹۶ در راه است؛ انتخاباتی که کار اصلاح‌طلبان در آن به نوعی سهل و ممتنع است. از یکسو گزینه‌ای جز حسن روحانی ندارند و در فضایی هستند که باید از این گزینه حمایت کنند و از سوی دیگر اطمینان دارند که روحانی از بخت بالایی برای پیروزی برخوردار است و می‌تواند بسیاری از مطالبات آنها را برآورده کند. هرچند قرار بر این است که ائتلاف اصلاح‌طلبان به‌طور تمام‌قد از حسن روحانی حمایت کند اما برخی گروه‌ها در میان اصلاح‌طلبان اما و اگرهایی دارند.

گروهی شروط و شروطی برای ادامه حمایت از رییس‌جمهوری تعیین می‌کنند و از داشتن نامزد مستقل سخن می‌گویند و طیفی دیگر، بدون قید و شرط از روحانی حمایت می‌کنند.

گروه‌هایی هم هستند که خود را زیرسایه احزابی چون کارگزاران سازندگی می‌بینند و به این روند معترض هستند، احزابی همچون اعتماد ملی که گویا چنین مکانیسمی را نمی‌پسندند. شاید از همین‌رو باشد که حزب اعتماد ملی از تشکیل کمیته‌ای مستقل و خارج از مجموعه شورای‌عالی سیاستگذاری سخن می‌گوید تا از زیر سایه برادر بزرگ‌تر خارج شود. امری که هنوز سایه روشن هایی از آن در جریان چپ مشاهده شده است و مشخص نیست تشکیل این کمیته قرار را بر حرکت مجزا گذاشته است یا قرار است ذیل یا در کنار شورای عالی وارد تحرکات انتخاباتی شود.

بنا به گفته منتجب‌نیا «با توجه به ضرورت تقویت احزاب و لزوم توسعه فعالیت‌های حزبی و با عنایت به آسیب‌شناسی اقدامات تعدادی از اصلاح‌طلبان در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، در نشست جمعی از احزاب اصلاح‌طلب کمیته انتخابات به‌منظور مدیریت انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری و پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر تشکیل شد. قائم‌مقام حزب اعتماد ملی از عضویت تعدادی از احزاب اصلاح‌طلب در این کمیته خبر داده اما در عین حال، ارائه توضیحات بیشتر را به آينده موکول کرده است.»

در همین رابطه علی صوفی عضو شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در گفت‌وگویی با خبرآنلاین ضمن بیان جزئیاتی از تصمیمات اخیر شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان به موضوع تشکیل کمیته ای انتخاباتی نیز واکنش نشان داد. وی درباره جزییات این جلسه می‌گوید: این جلسه به منظور ارائه گزارشی از عملگرد شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان به آقای خاتمی برگزار شد؛ چراکه این شورا پس از برگزاری انتخابات مجلس دهم، زمانی را طی کرد تا بتواند عملکرد خود را ارزیابی کند و نظرسنجی داخلی و استانی انجام دهد که آيا به کار خود ادامه دهد یا نه.

او از ارزیابی و سنجش میزان رضایتمندی اصلاح‌طلبان از عملکرد شورای‌عالی سیاستگذاری به‌عنوان یکی دیگر از اقداماتی یاد می‌کندکه در این جلسه انجام شد: «پس از آن، گزارشی با همین محوریت به رییس دولت اصلاحات ارائه کردند و ایشان نظرشان با جمع‌بندی که از نظرسنجی استخراج شده بود، مطابقت داشت. ارزیابی از عملکرد شورای‌عالی سیاستگذاری از سوی رییس دولت اصلاحات مثبت بود. ایشان اجازه داد شورای‌عالی سیاستگذاری با ماموریت برگزاری انتخابات آتی به کار خود ادامه دهد. {اینجا}

بر این اساس، دستورکار اصلی جلسه اخیر شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان را می‌توان از یکسو ارزیابی عملکرد این شورا در انتخابات مجلس دهم و از سوی دیگر، برنامه‌ریزی برای انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراها در سال ۹۶ دانست. حفظ انسجام درونی و تقویت شورا‌ی‌عالی اصلاح‌طلبان یکی از نکاتی است که در این جلسه موردتوافق قرار گرفته و قرار بر این است که فعالیت‌های این شورا معطوف به پیگیری شرایط این جریان سیاسی در انتخابات شوراها باشد.

آیا پای اختلاف در میان است؟

اما جلسه شورا درحالی برگزار شده که برخی چهره‌های سیاسی و دبیران‌کل احزاب اصلاح‌طلب در آن غایب بوده‌اند. براساس خبرهایی‌که در رسانه‌ها منتشر شده، سه روحانی اصلاح‌طلب یعنی سید هادی خامنه‌ای دبیرکل مجمع نیروهای خط‌ امام، رسول منتجب‌نیا قائم‌مقام حزب اعتماد ملی و محسن رهامی دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها شناخته‌شده‌ترین چهره‌های غایب نشست اخیر شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان بوده‌اند. این سه نفر، نمایندگان طیفی از اصلاح‌طلبان هستند که اعتقاد دارند سازوکار انتخاباتی اصلاح‌طلبان باید در مجموعه شورای‌هماهنگی جبهه اصلاحات انجام شود.

این درحالی است که در سال ۹۲ شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در تدوین فهرست انتخاباتی اصلاح‌طلبان برای انتخابات شوراها چندان موفق نبود؛ از این‌رو مجموعه اصلاح‌طلبان به این نتیجه رسیدند که این شورا نمی‌تواند بار این مسئولیت را بر دوش بکشد. این‌گونه بود که کمیته راهبردی انتخاباتی از سوی اصلاح‌طلبان تشکیل شد و سپس فعالیت‌های خود را در قالب شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان سازماندهی کردند.

غیبت تعدادی از اعضای شناخته‌شده در این جلسه از یک سو و مباحث مطرح شده پیرامون تشکیل این کمیته انتخاباتی از سوی دیگر اما گمانه‌زنی‌ها مبنی بر احتمال اختلاف‌دیدگاه در درون شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان را تقویت کرده است.

صوفی درباره غیبت برخی از اعضای این شورا در جلسه هفته گذشته این‌گونه اظهارنظر می‌کند: به‌طور طبیعی، ما در اغلب جلسات غایبانی داریم. این جلسه معمولا روزهای سه‌شنبه برگزار می‌شود اما این بار روز دوشنبه برگزار شد و برخی به‌دلیل مشغله‌های شخصی یا سفر، در این جلسه حضور نداشتند. اما اکثریت اعضای شورا، در این جلسه حضور داشتند و از این منظر، جلسه رسمیت داشت.

او همچنین نظر خود را درباره برخی گمانه‌زنی‌ها پیرامون وجود اختلاف‌نظرهایی در میان اعضای این شورا و مرتبط بودن آن با عدم‌حضور برخی از اعضا در این جلسه بیان می‌کند؛ آنجایی‌که می‌گوید: «طبعا زمانی‌که به برهه رای‌گیری درباره یک تصمیم مهم می‌رسیم، ممکن است نظرات متفاوتی وجود داشته باشد و در میان آرای موجود، مخالفت‌هایی هم وجود داشته باشد اما آنچه اهمیت دارد، اکثریت آراست. در این جلسه میان اعضای حقیقی، اختلاف‌نظری وجود نداشت و اتفاق‌نظر حاکم بود.»

محمدجواد حق‌شناس عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز درباره نظرات متفاوت در درون شورای‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان به خبرآنلاین می‌گوید: نظرات متفاوتی در این شورا وجود دارد. طبعا این نظرات در شورا ارائه می‌شود و قرار بر این شد که جمعی از درون شورا انتخاب شوند و با گروه‌هایی‌که نظرات متفاوت دارند به جمع‌بندی برسند و گزارش را به شورا ارائه کنند تا تصمیم نهایی اتخاذ شود. هنوز گزارش آماده نشده است. قرار بود در این هفته بتوانند با جمع‌بندی نظرات متفاوت گزارش خود را آماده کنند.

او همچنین گفته است: قرار بر این شد که جمعی از اعضای شورا به ریاست آیت‌الله موسوی تبریزی مسئول ارائه این گزارش باشند. اکنون باید منتظر آماده شدن این گزارش باشیم.

سید محمود میرلوحی اما هرگونه اختلاف‌نظری را رد می‌کند: «من تعبیر اختلاف ندارم. مساله بسیار مهم این است ‌که هسته اصلی شورای عالی اصلاح‌طلبان، جریان اصلاح‌طلب بوده و اهتمام اصلی در تشکیل شورا داشته است؛ این دامنه گسترش پیدا کرده و توانسته است بقیه اعتدالیون و طیف‌های دیگر را در ائتلاف شریک کند. اکنون نیز می‌توان همین نگاه را داشت که مجموعه اصلاح‌طلبان، انتخابات ۹۲ را گام اول، انتخابات ۹۴ را گام دوم و انتخابات ۹۶ را گام سوم تلقی می‌کنند. درعین‌حال اگر تفاوت‌هایی در ادبیات گروه‌های مختلف وجود دارد، این تفاوت در واقع در مجموعه جریان اصلاح‌طلبی و دوستانی است که با ادبیات و فرهنگ اصلاح‌طلبی آشنا هستند و می‌دانند که نباید نام اختلاف بر آن اطلاق کرد. او همچنین جریان اصلاح‌طلبی را جریانی گسترده می‌داند که طیف‌های مختلفی را دربرمی‌گیرد، فرد یا گروه خاصی نقش فرماندهی ندارد و ساختار آن مبتنی بر خردجمعی است.» {اینجا}

بازگشت به مدل شورای هماهنگی؟

اکنون این‌گونه به‌نظر می‌رسد که برخی گروه‌ها و چهره‌های شناخته‌شده جریان اصلاح‌طلب، به‌دنبال احیای مدل شورای هماهنگی اصلاحات هستند و معتقدند که ماموریت شورای‌عالی اصلاح‌طلبان به پایان رسیده است. 

سوی دیگر اما اصلاح طلبانی هستند که معتقدند شرایط حساس فعلی هیچگونه تشتت و تفرقه بر نمی تابند و باید براساس تصمیم گرفته شده ذیل همین شورای عالی سیاستگذاری حرف کرد. شورایی که گرچه به نظر می رسد روحانی را خروجی خود در سال 96 معرفی کند اما بدون قید و شرط هم قرار نیست به استقبال شیخ حسن روحانی برود.

29215

نوبخت:طبق نظرسنجی ها دولت همچنان محبوب است/فیشهای کلان نهادهای غیردولتی را رو نکردیم

بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

آيا دولت حسن روحاني در مقايسه با سال ٩٢، محبوب‌تر شده يا خير؟
فكر مي‌كنم كه ابتدا بايد روشن كنيم كه با چه جامعه‌اي براي ارزيابي عملكرد
دولت طي سه سال گذشته مواجه بوده‌ايم. باور دولت اين است كه وجدان عمومي و
درك و فهم جامعه در آن سطحي از ارتقا و بالندگي است كه به‌خوبي شرايط را
تحليل مي‌كند، به‌خوبي از موانع و مشكلات فراروي دولت مطلع است و از
ابزارهايي هم كه در اختيار دولت قرار گرفته براي ايفاي ماموريت و تعهداتي
كه به ملت داشته هم به خوبي آگاه است. چند ماه پيش اين ملت را يك بار مورد
آزمون قرار داديم. در همان زمان هم عده‌اي متصور بودند كه با توجه به جميع
مشكلاتي كه در جامعه وجود دارد شايد آن حمايت بايسته از آنچه مقوم دولت است
از سوي ملت صورت نگيرد. اما نتيجه انتخابات اين را نشان داد كه ملت همه
اين كاستي‌ها را درك مي‌كنند. اگر ما نتوانيم يك ارزيابي دقيقي از كل كشور
داشته باشيم كه البته داريم، لااقل از انتخابات تهران مي‌توانيم چنين
استنباط كنيم. جايي كه مردم تعيين‌كننده بودند، نگاه خود را به ما نشان
دادند و طبق نظرسنجي‌هايي كه داريم همه نشان از اين دارد كه اين مقبوليت
همچنان مستمر است.
روحاني ٩٦ براي مردم ايران محبوب‌تر از روحاني ٩٢ است؟
شايد برخي از مسائلي كه آن زمان گفته مي‌شد و خيلي‌ها باور نمي‌كردند، نقش
تعيين‌كننده در اين موضوع داشته باشد. اينكه بشود شش قطعنامه شوراي امنيت
عليه ملت ايران را لغو كنيم، اينكه بشود دستان تحريم را از گلوي اقتصاد
كشور جدا كنيم، مسائلي نيست كه بتوانيم آن را فراموش كنيم. همين مبالغي كه
در بودجه عمومي از محل فروش نفت حاصل مي‌شود، را در نظر بگيريد. اگر برجام
نبود حتي ريالي هم به كشور وارد نمي‌شد. اينها اقداماتي است كه در اين سه
ساله صورت گرفته و مردم قدر خدمتگزاران خود را مي‌دانند.
محبوب‌تر خواهند بود؟
ان‌شاءالله؛ حتما همين‌طور است
.


‌  انتقادات همچنان در خصوص
موضوع فيش‌هاي حقوقي ادامه دارد. با وجود اينكه پرداخت‌هاي نامتعارف ناشي
از آيين‌نامه‌ها و مقرراتي بوده كه از دولت قبل تصويب و اجرا شده بود اما
استراتژي دولت يازدهم در برابر آن سكوت بود. با توجه به اينكه از سوي وزير
اقتصاد هم اين موضوع از ماه‌ها قبل از افشاگري رسانه‌ها، به اعضاي دولت
اعلام شده بود، چرا دولت نتوانست به نوعي دست پيش را بگيرد تا از چنين
تخريب‌هايي عليه دولت جلوگيري شود و زودتر از اينكه كار به رسانه‌ها برسد
اقدام كند؟

به‌دور از تحليلي كه مي‌شود در مورد چرايي اين اتفاق داشت، از فيش‌هاي
حقوقي به عنوان يك رخداد نگران‌كننده براي دولت مي‌توانيم ياد كنيم. واقعيت
هم اين است كه اين اتفاق در بنگاه‌هاي اقتصادي بود نه در خود بدنه دولت،
آن هم نه فقط بنگاه‌هاي اقتصادي وابسته به قوه مجريه، بلكه در بنگاه‌هاي
اقتصادي وابسته به نهادهاي ديگر كه البته ضرورتي به بسط اين موضوع
نمي‌بينم. فكر مي‌كنم شايد مواضع دولت در واكنش نسبت به اين كار و تقبيح آن
آنقدر بود كه حتي بعضي از رسانه‌هاي خارجي از اينكه دولت عذرخواهي كرد،
تعجب كردند. به هر حال دولت عذرخواهي كرد و قول داد كه بررسي مي‌كند و
بررسي هم كرد. اولا مشخص شد كه حجم كار در حد همان ٣٠ مديري بود كه صحبت آن
را مي‌كردند و سيزده نفر از مديران در زماني كوتاه با هماهنگي و موافقت
دولت مستعفي و بركنار شدند و بعد از آن هم بخشي از پول‌هايي كه برخي به
عنوان حقوق و دستمزد دريافت كرده بودند، به خزانه اعاده شد كه گزارش آن را
رييس كل بيمه مركزي ايران داد. فراتر از آن براي اينكه اين اتفاق تكرار
نشود مصوبه شوراي حقوق و دستمزد را داشته‌ايم مبني بر اينكه تمامي مقامات
سياسي از اين به بعد زير ١٠ ميليون تومان دريافتي خواهند داشت و تازه بقيه
بخش‌هايي هم كه حتي در بنگاه‌هاي اقتصادي هستند سقف دريافتي مشخصي دارند.




‌ انتقاداتي كه در چند روز اخير نسبت به دولت شدت گرفته، كوتاه آمدن از
مواضع است. مانند موضوعي كه در مورد اجراي كنسرت‌ها شاهد آن بوده‌ايم. وزير
ارشاد از برگزاري كنسرت‌ها كه در واقع موضع دولت بود حمايت كرد، اما وقتي
با انتقاد برخي مواجه شد، عقب‌نشيني كرد كه البته تبعات آن نيز تسري يافتن
موج انتقادات به برخي شهرهاي ديگر بود. فكر نمي‌كنيد كوتاه آمدن از مواضعي
كه در واقع حق مردم است، به ضرر اين دولت تمام مي‌شود؟

تا آنجايي كه اطلاع دارم دكتر جنتي فقط روي بحث شهر مشهد عقب‌نشيني كردند.
به هر تقدير در شهر مشهد حرم مقدس امام هشتم شيعيان قرار دارد. حتما وزير
ارشاد حرف‌هايي كه زده‌اند بنا بر ملاحظات بود. ولي اين قابل تسري به همه
شهرهاي ديگر نيست.
خيلي‌ها نگران هستند كه كابينه روحاني در دولت دوازدهم به كابينه‌اي
اصولگرا تبديل شود. خيلي‌ها مي‌گويند كه خيال روحاني تا اندازه‌اي از
اصلاح‌طلبان راحت است و يك سري شواهدي نشان مي‌دهد كه احتمال دارد با
اصولگرايان معتدل وارد معاملات بيشتري شوند و بر همين اساس سهم بيشتري براي
آنان در كابينه بعدي درنظر بگيرند. با توجه به شناختي كه از آقاي روحاني
داريد اول بفرماييد كه چقدر خيال ايشان از حمايت اصلاح‌طلبان در انتخابات
سال آينده راحت است و دوم اينكه چقدر قبول داريد كه ايشان به سمت اصولگرا
شدن كابينه پيش برود؟

صرف‌نظر از اين گمانه‌زني‌هايي كه صورت مي‌گيرد موضع دولت كاملا در رابطه
با جريان‌هاي سياسي، شفاف و روشن است. ضمن اينكه دولت با يك همكاري و
هماهنگي با اصلاح‌طلبان و اصولگرايان معتدل در انتخابات ٩٢ و ٩٤ وارد عمل
شد و در هردو هم موفق بود و اين خود نشان مي‌دهد كه استمرار موفقيت با
تحكيم همين ائتلاف‌ها انجام مي‌شود. اما اين را هم بايد بگوييم كه هيچگاه
دكتر روحاني، براي برخورداري از ظرفيت اجتماعي و سياسي از اصولگرايان معتدل
هم خود را محروم نكرده بود كمااينكه كابينه ايشان هم معتدل است و مي‌تواند
معتدلين همه جناح‌هاي سياسي را كنار هم قرار دهد. بقيه مسائل همه
گمانه‌زني است تاكنون هيچ تغييري در مواضع دولت به وجود نيامده است.



30245

ایران در آمریکای لاتین فعالیت نظامی ندارد| آمریکای جنوبی دیگر حیات خلوت آمریکا نیست

زهره نوروزپور: وزیر امور خارجه کشورمان صبح امروز در رأس هیاتی اقتصادی و سیاسی وارد آمریکای لاتین شد. این سفر تاریخی اولین سفر وزیر خارجه کشورمان به این منطقه محسوب می شود. تا پیش از پیروزی انقلاب، مناسبات کشورمان با کشورهای آمریکای لاتین بر حسب یک رابطه فرمایشاتی بود اما بعد از پیروزی انقلاب خصوصا در دوره دولت اصلاحات این مناسبات در سطوح بهتری قرار گرفت و در دولت های نهم و یازدهم رفت آمدهای دیپلماتیک شدت بیشتری یافت. در حال حاضر سفر دکتر ظریف به آمریکای لاتین بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است و تحلیلگران این سفر را از لحاظ اقتصادی و در فضای پسابرجام بسیار مثبت ارزیابی کرده اند. اعلمی، کارشناس مسائل آمریکای جنوبی در خصوص این سفر به خبرگزاری خبرآنلاین گفت: «ما شاهد گفتمان جدیدی در وزارت خارجه هستیم، وزارت خارجه با بحث کارشناسی پیش می رود و این بسیار حائز اهمیت است.»

مشروح گفتگوی خبرآنلاین با هادی اعلمی فریمان کارشناس باسابقۀ مسائل آمریکای لاتین را از نظر می گذرانید:

وزیر امورخارجه کشورمان با چه اهدافی به آمریکای لاتین سفر کرده است؟

از مجموع توضیحات وزیر خارجه و معاون ایشان، آقای تخت روانچی، این گونه تعبیر می شود که اهداف این سفر استفاده حداکثری از فضای پسابرجام است. این طور که از عبارات تشریح می شود قرار است که ما شاهد یک فصل جدید روابط خارجی با ابعاد تازه، در رابطه با کشورها در وزارت امور خارجه باشیم. 

واژه هایی که در ساختار وزارت خارجه در دولت جدید به کار می رود این تعابیر ار بیشترین هدف این سفر تفصیر می کند. رویکرد فعالیت اقتصادی در خدمت دیپلماسی وزارت خارجه قرار گرفته است. به این معنا که فصلی جدید است. چرا که سیاست خارجی ما تا کنون در خدمت ایدئولوژیک سیاسی و مسائل عقیدتی بود تا جایی که تصمیمات احساساتی در دیپلماسی کشورمان گنجانده شده بود.
در حال حاضر تعابیر و نوع گفتمان وزارت خارجه تغییر کرده است و ما شاهد چرخش جدیدی در روند این سیاست در معادلات روابط با دیگر کشورها هستیم و آن هم استفاده از دیپلماسی اقتصادی است که از دست آوردهای پسابرجام محسوب می شود.

با توجه به گرایشات کشورهای آمریکای لاتین، جمهوری اسلامی ایران باید چگونه از این فضا به نفع خود استفاده کند؟

برای استفاده از فضای پسابرجام قطعا به یک سری از مولفه های جدیدی نیاز خواهیم داشت. من برای اولین بار از آقای تخت روانچی در مورد ونزوئلا شنیدم که گفت: «با طرف های دیگر هم وارد مذاکره خواهیم شد.» عبارتی که از سوی معاون آقای ظریف به کار برده شده است جدید است چرا که در جایی دیگر اقای تخت روانچی گفتند:« اگر حکومت های این کشورها به اصطلاح 180 درجه تغییر کنند روابط ما با آنها بر اساس اصولی است که مورد احترام جوامع بشری است و روابط بین الملل ما با اعتقاد به عدم مداخله در امور داخلی کشورها از موضعی برابر مذاکره خواهد کرد و رابطه خواهیم داشت.»

این تعبیر به نظرم بسیار جالب، جدید و کارشناسی شده است و نشان می دهد که وزارت خارجه در سیاست جدید خود در دولت آقای روحانی به بحث کارشناسی در این حوزه ها رفته است و توجه ویژه ای دارد. چرا که این مبحث در دولت نهم و دهم وجود نداشت به این معنا که در دولت گذشته ما بحث کارشناسی در وزارت خارجه نداشتیم، معمولا بدون توجه به مسائل داخلی این کشورها روابطشان را آغاز می کردند که بسیار مورد انتقاد بود و بعضا نتیجه ای از آن حاصل نمی شد. خیلی از سرمایه گذاری هایی که در آن حوزه انجام می شد همه بی نتیجه بود مثل سرمایه گذاری دو طرفه نفتی ایران که در بولیوی و ونزوئلا انجام گرفت.

این رویکرد تازه به نظرم  یکی از ظرفیت های خوب وزارت خارجه است چرا که بحث های کارشناسی خوبی در این منطقه انجام می دهد و انجام شده است و این توجه بسیار حائز اهمیت است.
اگر نگاه و نگرشی به حوزه آمریکای جنوبی داشته باشیم اولین داده های ما این است که این ها کشورهایی هستند که ساختار دموکراتیک دارند یعنی هر 4 سال یک بار دارای حکومت با سیاست های جدیدی هستند، ما باید با هر دولتی با هر گرایشی که در آن منطقه بر سرکار می آید مبنای پایه روابط خود را بر این قرار دهیم که با هر دولتی و با هر گرایشی بتوانیم کار کنیم و من فکر می کنم این ظرفیت جدیدا در وزارت خارجه ما و در دولت اقای روحانی شکل گرفته است.

به بحث نفتی با ونزوئلا و بولیوی اشاره کردید و همین طور مذاکراتی که بی نتیجه بود، آیا دکتر ظریف می تواند مذاکرات گذشته را با این کشورها احیا کند؟

با توجه به اینکه حدود 60 نفر از تجار و بازرگانان همراه اقای ظریف به این کشورها می روند، بعید می دانم که مانند سابق یک حالت ایدئولوژیک سیاسی شکل پیدا کند. جمهوری اسلامی ایران با ونزوئلا بحث همکاری در زمینه اوپک را دارد، چرا که این کشور شریک ما در نفت اوپک است، به این خاطر ناچار هستیم این روابط را تا حدودی که به نفع ماست ادامه دهیم. ولی این ساختار قطعا به شکل سابق نخواهد بود چراکه اولویت های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای رابطه با همسایگان اصلی خودش پایه گذاری شده است یعنی انها در دولت اقای روحانی اولویت اول هستند.

 این روابط با آمریکای لاتین مخصوصا ونزوئلا می تواند به شکل رابطه سنتی و قدیمی خودش ادامه داشته باشد. منظورم از رابطه سنتی گذشته این است که ما با این کشورها در حوزه صادارات و واردات یک رابطه دیرینه داشتیم، در اموری اعم از محصولات کشاورزی، دامپروری، محصولات فنی و مهندسی و در حوزه های نفتی که من فکر میکنم در همین حدود باقی خواهند ماند و باید حفظ شود، چرا که هدف ما این است، باید حداکثر سود را در منافع دو جانبه در این مراودات ببریم. من بعید می دانم که ساختار سیاست خارجی گذشته به ان شدت سابق در این رابطه جدید شکل بگیرد مذاکرات برد بردی را خواهیم داشت.

با توجه به وضعیت بحران اقتصادی ونزوئلا و قحطی که این کشور را فرا گرفته است، ایران قرار است چه مذاکراتی با این کشور قحطی زده داشته باشد؟

در خصوص ونزوئلا شرایط ویژه است. همانطور که سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان به آن اشاره کردند، آقای تخت روانچی هم به خاص بودن شرایط ونزوئلا اشاره کردند. فکر می کنم در گام اول ایران ناچار است که همان روابط گذشته را که در بعضی از حوزه ها داشته است همان فرمان را تا حدودی ادامه دهد و پیگیری کند. با این شرط که در خصوص این کشور با احتیاط بیشتری بحث دو جانبه را پیش بکشد چرا که وضعیت آنها بحرانی است. 

در حال حاضر اهداف مادورو در رابطه با قطر، چین، سوریه و ایران کاملا مشخص است، آقای مادورو علاقه دارد در حوزه های نفتی همکاری هایی صورت دهد که بتواند از این طریق کشورش را از بحران نجات دهد. به هر حال من دقیقا اطلاعی ندارم که سفر به ونزوئلا دقیقا با چه هدفی صورت می گیرد اما قطعا هیات ایرانی پیشگیری احتیاط گونه و خاصی را در این مذاکرات در پیش خواهند گرفت.

در خصوص شیلی چه طور؟ این کشور بعد از 35 سال کاردار خود را در تهران مستقر کرده است سفر ظریف به این کشور چه دست اوردی برای ما دارد؟

بعضی کشورها در حوزه آمریکای جنوبی به دلیل اینکه روابط خوبی با ایالات متحده آمریکا دارند، بسیار حائز اهمیت هستند، مانند شیلی، کلمبیا و تا حدودی برزیل که روابط گسترده ای حتی در حوزه تکنولوژیک با آمریکا دارند. این تجدید روابط به خصوص با کشور شیلی را من دست آورد پسابرجام قلمداد می کنم. البته کشور شیلی قبلا هم اعلام کرده بود که خواهان روابط دو جانبه با ایران است که از دستاورد پسابرجام محسوب می شود. چراکه شیلی کشوری خاص و ویژه است در واقع موفق ترین کشور در حوزه آمریکای لاتین است، در زمینه اقتصادی حرف های خوبی برای گفتن دارد و در مسائل بانکی خیلی پیشرفته است. از لحاظ داخلی هم این کشور علی رغم انتقاداتی که در سیستم اموزشی به آن وارد است مردم از وضعیت راضی هستند چرا که تجربه بسیار خوبی که دارد این است که حکومت نظامی را به سمت دموکراسی سازی برد و این مساله بسیار حائز اهمیت است.

شیلی برعکس سایر کشورهای دیگر به جز اکوادور که شرایط خوبی در حوزه دامپروری دارد، می تواند نمونه موفق در زمینه مسائل فنی، تکنولوژی، معدن و سایر این حوزه ها باشد و مزیت خوب دولت شیلی این است که در این حوزه ها رویکرد سیاسی ندارد بلکه بیشتر رویکرد آنها اقتصادی است. به این دلایل سفر ظریف به شیلی یکی از موفقترین مذاکرات را در پی خواهد داشت.

آمریکای لاتین همیشه معروف بوده است به حیات خلوت آمریکا، سفر ظریف در فضای پسابرجام به حیات خلوت ایالات متحده را چه طور ارزیابی می کنید.

حیات خلوت آمریکا تعبیری بود که در گذشته به کار می رفت در فضای فعلی معنی ندارد. چرا که حساسیت امریکایی ها بیشتر روی مسائل رقابتی ایدئولوژیک بود. در حال حاضر این تعبیر را نمی توانیم زیاد به کار ببریم چراکه همان طور که از آمار و اطلاعات تجاری و بازرگانی پیداست چینی ها خیلی بی سر و صدا و بدون تبلیغات، آمریکای مرکزی و جنوبی را فتح کرده اند.

آنها در همه جا بیشترین سرمایه گذاری را کرده اند و حتی وام های کلانی را به ونزوئلا پرداخت کرده اند. بنابراین نمی توان گفت حیات خلوت ایالات متحده، منتهی آمریکایی ها، اسرائیل و لابی یهودی در یک مقطع زمانی بحث حضور نظامی و تسلیحات نظامی ایران را مطرح می کردند و به این بحث توسط رسانه هایشان دامن می زدند، تا زمانی که این بحث ها بود ان حساسیت ها هم وجود داشت. اما آن طور که از موضع جمهوری اسلامی ایران تا به حال دیده ایم این اتهامات را تکذیب کرده است و صرفا بحث مسائل اقتصادی و بحث های فنی را مد نظر قرار می دهد.

به نظرم تا روح برجام در کشور نهادینه شود و اهداف ایران در این حوزه شفاف شود، بعید می دانم که مشکل خاصی داشته باشیم چراکه ایران می تواند در همه کشورها و در معقولات متعدد وارد یک سری مذاکرات شود. از این نظر تجربه مفیدی برای ایران است که در همه حوزه ها و کشورها وارد بحث و گفتگو شود.

منظور شما این است که رویکرد آمریکا نسبت به آمریکای لاتین تغییر کرده است و هیچگونه حساسیتی روی آن ندارد؟

آمریکا در حوزه هایی احساس خطر نمی کند، حوزه هایی که به شدت احساس خطر می کند آن جایی است که احساس کند رقابت خشن سیاسی و ایدئولوژیک صورت گرفته است. اما در حوزه های اقتصادی احساس خطر نمی کند یعنی من بعید می دانم که حساسیتی باشد. چرا که اگر بود نسبت به چینی ها بود. چین تا الان بیشترین همکاری ها را با پاناما و با حوزه آمریکای مرکزی دارد. تا به حال این بحث پیش نیامده است که چین آنجا را فتح کرده است یا اعتراضی به این کشور داشته باشند،

بیشتر حوزه هایی که ایالات متحده روی آن حساس است مسائل عقیدتی، ایدولوژیک سیاسی و رقابتی است مسائلی که ناشی از فرهنگ جنگ سرد است برای آنها حساسیت برانگیز است.

بعید می دانم در مسائل اقتصادی حساسیتی وجود داشته باشد کما اینکه در حال حاضر آمریکا با سیاست باراک اوباما در خیلی از حوزه های آمریکای جنوبی باب مذاکره داشت مانند کوبا که ما شاهد این مساله بودیم که آمریکایی ها خیلی در این مورد انعطاف به خرج دادند، بحث روابط دو جانبه هم 50 درصد انعطاف از آمریکا و 50 درصد از سوی کوبا بود.

در حوزه اقتصادی نمی توان گفت ایالات متحده حساسیتی داشته باشد چرا که همه می دانیم در این حوزه رقابتی، همه باید با رقابت و مذاکرات پیش بروند.

شما اشاره کردید که ایران متهم به همکاری نظامی در آمریکای لاتین بود، در گذشته پروپاگاندای وسیعی علیه ایران بود مبنی بر اینکه کشور ما در آمریکای لاتین پایگاه نظامی ایجاد کرده است، آیا این تبلیغات سو علیه کشورمان تاثیری در سفر وزیر امور خارجه به این منطقه دارد؟

قطعا همین طور است. در خصوص این سوال فضای قبل از پسابرجام را بررسی کنید. ادبیاتی که در رسانه های آمریکایی،اسرائیلی، عربی و عربستان سعودی، مخصوصا روزنامه الشرق الاوسط را ارزیابی کنید، متوجه خواهید شد که بسیار زیاد در این حوزه به ایران اتهام وارد کرده اند، مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در حوزه های نظامی در آن منطقه بسیار فعال است.

اگر یک برآورد ساده داشته باشیم و اینکه اگر تحلیگرها ذره ای از الفبای مسائل نظامی را بدانند پی می برند که این اتهامات از اساس مضحک است. اینکه جمهوری اسلامی ایران مرزهای خودش را آنقدر گسترش بدهد که مرزهای خودش را رها کند و حالا بخواهد در حوزه آمریکای لاتین با این فاصله جغرافیایی و با این تبعات گسترده در ان منطقه یک پایگاه نظامی ایجاد کند در عقل نمی گنجد. در یک الفبای نظامی در نظر بگیرید که در یک بحران احتمالی، ایران چه اندازه می تواند روی کشورهایی مثل ونزوئلا یا بولیوی در بحران های حاد نظامی و مسائل جنگی حساب باز کند؟  این ها یک سری اتهامات واهی و مضحکی بود که بیشتر پروپاگاندای غرب به آن دامن زد در حال حاضر در فضای پسابرجام ما این نوع ادبیات را نداریم.

52310

نخاله‌هایی در دولت‌های نهم و دهم احمدی‌نژاد کار را خراب کردند

او افزود: «امروز در آستانه انتخابات آینده، آن ‌کسانی که در آن روز با طمعی به‌دنبال روحانی آمده بودند، اکنون دارند چرتکه می‌اندازند و عده‌ای نیز می‌گویند ما آن روز چون گزینه‌مان رأی‌آور نبود مجبور شدیم پشت‌سر روحانی قرار بگیریم». صفارهرندي گفت: «ما دولت را برای موفق‌شدن دعا می‌کنیم، اما دعا نمی‌کنیم که دولت موفق شود وارد قراردادهایی با کشورهای خارجی شود که بخشی از منابع ملی و سرزمین را بدهد تا مثلا بگوییم آرامش داریم؛ مگر ما می‌توانیم جزایر سه‌گانه را تسلیم دشمنان و رقبا کنیم و بگوییم این‌طور خیالمان راحت است بنابراین کسی حق ندارد وارد چنین معامله‌ای شود».

«صفارهرندی» به تجربه تلخ اصولگرایان و متفرق‌شدن آنها در سال ٩٢ اشاره و اظهار کرد: «در سال ٩٢ هرکسی علمی را برداشت که نتیجه آن را دست‌آخر دیدند و باوجود اینکه قبل از انتخابات همه برآوردها این بود که توان اصولگرایان درمجموع بیشتر است، اما در هفته‌های منتهی به انتخابات کم‌کم معلوم شد که مردم از این پراکندگی‌ها ناراحت هستند». عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد: «خداوند کسانی را که اولین قدم را برای تجزیه جبهه اصولگرا برداشتند هدایت کند؛ آنهایی که گفتند «اصلا کاری با اصولگراها نداریم» درحالی‌که انتخاب‌شدنشان بر بستر همین جریان اصولگرایی بود و هنوز هم حساب آنها را برای ما لیست می‌کنند و می‌گویند دولت نهم و دهم اصولگرا، اما رئیس آن دولت همه‌جا گفت که «کاری با اصولگراها ندارم»». وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «برخی از آقایان ناسپاس فعلی طوری راجع به دولت گذشته حرف می‌زنند که تمام هشت سال گذشته سیاهی، تباهی و عقب‌نشینی بوده است…

…درحالی‌که باید گفت آن دولت کمک‌هزینه‌هایی به آنها می‌داد که در شرایط سخت مددکار باشد و خوبی‌هایی که هیچ‌وقت از ذهن مردم خارج نمی‌شود. در ارزیابی دولت نهم و دهم باید گفت که دو عملکرد وجود داشته به‌طوری‌که در دولت نهم اکثر عناصر خدمتگزاران خاصی بودند، اما در یک‌جاهایی یک شائبه و نخاله‌هایی وارد شدند و کار را خراب کردند بنابراین در اواخر می‌بینیم که ارزیابی عملکرد دولت احمدی‌نژاد با اوایل یکی نیست». 

2929

حمایت همگانی از قانون و جنگل

 

در مقدمه قانون اساسی آمده است که:
“پیروی از اصول قانون اساسی که آزادی و کرامت ابناء بشر را سرلوحه اهداف خود دانسته
و راه رشد و تکامل انسان را می‌گشاید بر عهده همگان است.”

و نیز در خبرها، این خبر قابل تأمل است
که برای آن، چنین تیتر زده شده؛ “ماجرای انتقال مالکیت ۵ هزار هکتار جنگل هیرکانی از سازمان جنگل‌ها
به اوقاف

یک. اصل‏ چهل و پنجم قانون اساسی تصریح می
دارد: “انفال‏ و ثروت های‏ عمومی‏ از قبیل‏ زمین های‏ موات‏ یا رهاشده‏، معادن‏،
دریاها، دریاچه‏، رودخانه‏ ها و سایر آب های‏ عمومی‏، کوه‏ها، دره‏ ها، جنگل ها، نیزارها،
بیشه‏ های‏ طبیعی‏، مراتعی‏ که‏ حریم‏ نیست‏، ارث‏ بدون‏ وارث‏؛ و اموال‏ مجهول‏ المالک‏
و اموال‏ عمومی‏ که‏ از غاصبین‏ مسترد می‏ شود در اختیار حکومت‏ اسلامی‏ است‏ تا بر
طبق‏ مصالح‏ عامه‏ نسبت‏ به‏ آنها عمل‏ نماید. تفصیل‏ و ترتیب‏ استفاده‏ از هر یک‏
را قانون‏ معین‏ می‏ کند.”

  دو. اصل‏ چهل و ششم قانون اساسی بیان می
دارد: “هر کس‏ مالک‏ حاصل‏ کسب‏ و کار مشروع‏ خویش‏ است‏ و هیچکس‏ نمی‏ تواند
به‏ عنوان‏ مالکیت‏ نسبت‏ به‏ کسب‏ و کار خود امکان‏ کسب‏ و کار را از دیگری‏ سلب‏
کند.”

  سه. اصل‏ چهل و هفتم قانون اساسی تبیین می
نماید: “مالکیت‏ شخصی‏ که‏ از راه‏ مشروع‏ باشد محترم‏ است‏. ضوابط آن‏ را قانون‏
معین‏ می‏ کند.”

  چهار. اصل‏ چهل و نهم قانون اساسی به صراحت
آورده است: “دولت‏ موظف‏ است‏ ثروت های‏ ناشی‏ از ربا، غصب‏، رشوه‏، اختلاس‏،
سرقت‏، قمار، سوء ‎‎‎‎استفاده‏ از موقوفات‏، سوء استفاده‏ از
مقاطعه‏ کاری ها و معاملات‏ دولتی‏، فروش‏ زمین های‏ موات‏ و مباحات‏ اصلی‏، دایر کردن‏
اماکن‏ فساد و سایر موارد غیرمشروع‏ را گرفته‏ و به‏ صاحب‏ حق‏ رد کند و در صورت‏ معلوم‏
نبودن‏ او به‏ بیت‏ المال‏ بدهد. این‏ حکم‏ باید با رسیدگی‏ و تحقیق‏ و ثبوت‏ شرعی‏
به‏ وسیله‏ دولت‏ اجرا شود.”

  پنج. اصل‏ پنجاهم قانون اساسی نیز فصل
الخطاب این موضوع است؛ آنجا که می گوید: “در جمهوری‏ اسلامی‏، حفاظت‏ محیط
زیست‏ که‏ نسل‏ امروز و نسل های‏ بعد باید در آن‏ حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدی‏
داشته‏ باشند، وظیفه‏ عمومی‏ تلقی‏ می گردد. از این‏ رو فعالیت های‏ اقتصادی‏ و
غیرِ آن‏ که‏ با آلودگی‏ محیط زیست‏ یا تخریب‏ غیرقابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا
کند، ممنوع‏ است‏.”

و

اما

در اين كه “جنگل ها”، در اختیار
حکومت‏ اسلامی‏ است، ترديدي نيست؛ اين مهم را به صراحت، قانون اساسي بيان داشته
است. (اصل 45 قانون اساسي) و در اين كه هر کس‏ مالک‏ حاصل‏ کسب‏ و کار مشروع‏
خویش‏ است؛ نيز ترديدي نيست. ‏(اصل 46 قانون اساسي) و اين كه مالکیت‏ شخصی،
محترم‏ است‏؛ اگر از راه‏ مشروع‏ باشد، هم جزو اصول قانون اساسي است. ‏(اصل 47
قانون اساسي)
و اين هم كه دولت‏ موظف‏ است‏ ثروت های‏ ناشی‏ از سوء ‎‎‎‎استفاده‏
از موقوفات و سایر موارد غیرمشروع‏ را گرفته‏ و به‏ صاحب‏ حق‏ رد کند و در صورت‏ معلوم‏
نبودن‏ او به‏ بیت‏ المال‏ بدهد، نيز خاستگاهي اساسي در قانون دارد. و البته كه این‏
حکم‏ باید با رسیدگی‏ و تحقیق‏ و ثبوت‏ شرعی‏ به‏ وسیله‏ دولت‏ اجرا شود.
(اصل 49 قانون اساسي)

و

صد البته كه اينجا‏، طبق قانون اساسي، حفاظت‏
از محیط زیست‏ وظیفه‏ اي عمومی است. زيرا كه ‏ حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدِ نسل‏
امروز و نسل های‏ بعد، در گرو حفاظت‏ از محیط زیست‏ است و ما باید از جنگل ها
حمايت كنيم؛ خصوصاً اين كه قانون نيز از جنگل ها حمايت نموده است.

حال، پرسش اين است كه؛

اگر فردا روزي، كشف واقع شد كه مستند
وقف جنگل (هاي هيركاني) (شما بخوانيد جنگل هاي ايراني)، سندي جعلي بوده و اساساً سودجويان
و سوداگرانِ درخت و باغ و ويلا، چنين خبط و خطايي را مرتكب شده اند، پس از تخريب
جنگل، سرزنش و عتاب و عقاب، به چه كار آيد؟

چه اين كه وقف نامه ي مورد ادعا مربوط
به يكصدويازده سال پيش است و اين، خود، اول مدعا است كه در طول اين مدت، با گذشت 3
نسل، اكنون، بعد از 111 سال، چنين ادعايي جاي بسي تأمل و پرسش و تحقيق و تفحص است؛
نيست؟!؟

به هر حال، پیروی از اصول قانون اساسی
که آزادی و کرامت ابناء بشر را سرلوحه اهداف خود دانسته و راه رشد و تکامل انسان
را می‌گشاید، بر عهده همگان است و لازم است که امت مسلمان
با انتخاب مسؤولانِ
کاردان و مؤمن و نظارت مستمر بر کار آنان به طور فعالانه در
ساختن جامعه
اسلامی مشارکت جویند.

بيم آن مي رود كه وقف، دست آويزي باشد
براي تخريب و تصاحب و تغيير كاربري جنگل ها!

بنا بر اين؛

اكنون، بر مسؤولان امر است تا به موضوع جنگل ها (و جنگل هاي هيركاني)،
رسيدگي اساسي شود.

 

*.  نويسنده: پژوهشگر مسايل حقوقي و مدرس دانشگاه.    tajgar.reza@gmail.com

آیا واقعا نکو روی نام علی کریمی خط قرمز کشیده است؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ همین چند بار تغییر اسم بازی روز پنجشنبه و اینکه حتی تا آخرین لحظات معلوم نبود خود نکونام در این بازی حضور دارد یا نه، سوال های زیادی را ایجاد می کند. وقتی که لیست بازیکنان تیم ستارگان ایران برای حضور برابر ستارگان لالیگا اعلام شد و خبری از علی کریمی نبود، ابهامات بیشتر شد. اگر چه می شد حدس زد که کریمی در این بازی حضور نداشته باشد. به دلایل مختلف که شاید اصلی ترین آنها علی دایی باشد. اما باز هم اینکه اسم او در لیست نیست خیلی عجیب است. سید جواد هاشمی که به عنوان نماینده باشگاه هنرمندان در کنفرانس خبری فرناندو سانز برای این بازی حضور داشت، به صراحت گفت که ما از کریمی دعوت خواهیم کرد و آمدن یا نیامدن تصمیم خود او است. ولی حالا که اثری از جادوگر این بازی نخواهد بود، این سوال پیش می آید که چه کسی این بازیکنان را انتخاب کرده است. قطعا انتخاب تمام بازیکنان دست نکو نبوده است. کسی که تا همین چند روز پیش نسبت به اقدامات صورت گرفته برای این بازی معترض بود و حتی تا مرز شکرت نکردن در این مسابقه هم پیش رفت.

41257

تاسف و کنایه‌ کاربران خبرآنلاین به قطع سخنرانی روحانی از شبکه خبر /اندر عجایب «سانسور» منتخب ملت!

به گزارش خبرآنلاین؛ حسن روحانی رئیس دولت
یازدهم که به مناسب روز پزشک در میان جامعه پزشکی حاضر شده بود، صحبت‌هایش به
صورت «زنده» روی آنتن شبکه خبر صدا و سیما رفت.

اما چند دقیقه‌ای از پخش سخنرانی رئیس جمهوری
نگذشته بود که حسن روحانی در انتقاد از رئیس دولت مهروزی به کنایه گفت:«اگر
امکان داشت قطعنامه‌ها را پاره کنیم، پاره می‌کردیم اما این امکان وجود نداشت.»{اینجا}

کلام حسن روحانی در این رابطه با تشویق جمعیت
پزشک حاضر و لبخند کنایه آمیز رئیس جمهور همراه شد، نکته‌ای که از نظر صدا
و سیما کفایت می‌کرد تا امر به قطع پخش زنده سخنرانی رئیس دولت یازدهم کنند.  این اقدام صدا و سیما موجب شد تا بار دیگر مسیر انتقاد از سیاست‌های گزینشی
رسانه ملی به گوش برسد و این نکته در ذهن جای گیرد
که رسانه ملی خودخواسته، تلاش می‌کند تا کلاف سردرگم رابطه صدا و سیما و دولت
یازدهم هر روز پر گره‌تر از قبل شود.

در واقع قطع پخش زنده سخنرانی رئیس جمهور این
پیام را از ساختمان شیشه‌ای صدا و سیما مخابره می‌کند که حتی تغییر رئیس سازمان  موجب نشد تا «بوی بهبود ز اوضاع» دولت و صدا و سیما به گوش برسد.

قطع سخنان روحانی موجب شد تا کاربران خبرآنلاین
نیز به این موضوع واکنش نشان دهند. برخی این اقدام صدا و سیما را ناشی از میلی
بودن رسانه ملی دانستند و گروه دیگری نیز حضور مدیران نزدیک به احمدی‌نژاد را دلیل
این اتفاق معرفی کردند.

*برخورد میلی رسانه ملی با منتخب مردم

برخی از کاربران خبرآنلاین در واکنش به قطع صحبت‌های
رئیس جمهور از جانب صدا و سیما، رسانه «ملی» را رسانه «میلی» نام نهادند.

یکی از کاربران با این نگاه نوشت:« یعنی از صدا و سیما “میلی” بیشتر از این
توقع دارین شماها؟؟؟؟»، کاربر دیگری هم می‌گوید:« اولا کسی صدا و سیمای میلی نگاه نمی‌کند دوما تمام
خبرها از فضای مجازی استفاده می‌کنیم.»

جناحی شدن صدا و سیما
نکته‌ای که یک کاربر خبرآنلاین در کامنت خود به آن اشاره داشت:«صدا و سیما خیلی وقته
که جناحی شده و دیگر ملی نیست،.»

یک مخاطب دیگر خبرآنلاین
نیز نوشته است:« صدا و سیمایی که تحمل
سخنان رییس جمهور منتخب مردم رو ندارد و با وقاحت اون رو قطع میکند دیگه “ملی”
نیست. مدیر پخش اون ساعت یاد دادگاهی و محاکمه شود. چراکه این توهین به رییس جمهور
و مردم است.»

«صدا و سیمای میلی دست از
سانسور و دروغ پردازی بردار آیا مردم حق شنیدن اخبار واقعی را از رسانه کشورشان ندارند؟؟»،
این نیز جمله یکی از مخاطبان نسبت به خبر قطع سخنرانی رئیس جمهور بود.

کاربر بی نام دیگری هم می گوید«روحانی منتخب مردم است‌. صدا و سیما حق ندارد جلوی پخش سخنان ایشان را بگیرد.» به عقیده دیگر کاربر خبرآنلاین هم «قطع کردن سخنان رئیس جمهور توهین به ملت مملکت قانون وبوجد آمدن هرج مرج است.»

*کاربر خبرآنلاین:صدا و سیما دل در گرو مهر
احمدی‌نژاد دارد

در میان پیام‌های کاربران
خبرآنلاین گروهی نیز این قبیل اتفاقات را ناشی از امتداد حضور علاقمندان احمدی‌نژاد
در صدا و سیما می‌دانند. فردی با نام«م.ر» در این رابطه نوشت:« صدا و سیما هنوز هم دل در گرو مهر محمود دارد.»
و دیگری در این رابطه توصیه می‌کند:«صدا و سیما رو از عوامل احمدی نژاد باید پاک کرد.
ذهن مخاطب رو آلوده میکنن.»

در میان پیام‌های یک
مخاطب تأکید می‌کند که« احمدی نژاد خط قرمز صدا و سیماست…»، فرد دیگری هم می‌گوید:«
آخه اونایی که الان تو شبکه خبرن همه رو احمدی گذاشته»

*حمایت صدا و سیما از
چهره‌های تندرو

مبدل شدن صدا و سیما به
تریبونی برای چهره‌های تندرو بخش دیگری از واکنش مخاطبان خبرآنلاین را در برداشت.
کاربری با نام مستعار«دکتر» در این رابطه نوشت:«صدا سیما با حرکت در خلاف جهت ملت هر روز بی اعتبار
تر میشود . چرا ؟ چه سودی از احمدی نژاد ؟ دلواپسین که کشور را به
این روز انداختن ؟»، فردی نیز در همین راستا گفت:«صدا و سیما از همان اول سخنگوی تندروترین
سیاسیون کشور بود.»

کاربری نیز با نام«رضا»
در این مورد نوشت:« همه می دونیم که اکثرکادر
مدیریتی صدا وسیما از اشخاصی انتخاب می شوندکه به نوعی به جبهه پایداری وابسطه اند»،
فرد دیگری نیز در پیامی رسانه ملی را تریبون افراد وابسته به جبهه پایداری معرفی
کرد.

نظرات کاربران محترم خبرگزاری خبرآنلاین در بخش کامنت این خبر {اینجا} قابل ملاحظه است.

29217

 

 

جوان27ساله:دزد نیستم،فقط به خاطر کل کل با دوستانم شرط بستم بنز بخرم؛به همین دلیل سرقت کردم

 
این دزد بعد از ظهر 30 مرداد و پس از
سرقت گردنبند طلا دستگیر شد. مرد جوان که گردنبندش به سرقت رفته بود با
مشاهده مأموران موتورسوار کلانتری 124 قلهک از آنها کمک خواست.بلافاصله نیز
مأموران گشت وارد عمل شده و پس از دقایقی تعقیب و گریز، موتورسواران سارق
وارد خیابان پاسداران شدند.

مأموران چند بار به آنها دستور ایست دادند اما
بی‌نتیجه بود و موتوسواران به فرارشان ادامه دادند. اما در جریان این
عملیات سارقان به داخل جوی آب سقوط کردند. همان موقع یکی از آنها دستگیر
اما ترک نشین گردنبند قاپ موفق به فرار شد. پسر 27 ساله دیروز وقتی برای
بازجویی به شعبه 5 بازپرسی دادسرای ویژه سرقت منتقل شده بود به بازپرس «علی
وسیله ایرد موسی» گفت: وضع مالی متوسطی دارم و واقعاً این کار را به خاطر
به دست آوردن پول انجام نداده ام. راستش را بخواهید ماجرای دزدی ما با
وسوسه‌های دوستم و کل کل با یکی دیگر از دوستانمان آغاز شد.چند هفته قبل در
خانه یکی از دوستانم به نام امیر میهمان بودیم. من همراه سروش به میهمانی
رفتیم و ازآنجا امیر که سابقه سرقت هم دارد از پولدار شدن چند ماهه صحبت به
میان آورد. اینکه با چند مورد دزدی می‌توان پول زیادی به جیب زد و…
من که با شنیدن حرف‌هایش وسوسه شده بودم و دلم می‌خواست زندگی معمولی را
کنار بگذارم و کمی هم زندگی اعیانی را تجربه کنم، مشتاق شدم که این کار را
انجام دهم.اما سروش بشدت مخالف بود و سعی داشت مرا از تصمیمی که گرفته‌ام
منصرف کند. ولی من که سودای پولدار شدن در سر داشتم، حرف‌های او را
نمی‌شنیدم. در نهایت وقتی اصرارهایش را دیدم عصبانی شدم و گفتم حاضرم با
تو شرط ببندم که سر 6 ماه آنقدر از این راه پول به دست می‌آورم که می‌
توانم یک خودروی بنز گرانقیمت بخرم. اما دوستم می‌گفت پلیس خیلی زود
دستگیرت می‌کند و این سرقت‌ها به یک ماه هم نمی‌کشد. حتی تعدادشان به تعداد
انگشتان دستانت هم نمی‌رسد. بالاخره کل کل آن روز ما کار دستم داد و سر
شرطی که بسته بودیم و البته در سودای پولدار شدن، همراه امیر سرقت‌ها را
آغاز کردیم.حدود یک هفته‌ای می‌شود که سرقت‌ می‌کردیم و تاکنون فقط 6
میلیون تومان به دست آورده‌ایم و این پول را هم به صورت مساوی تقسیم کردیم.
من سر پنجمین سرقت به دام افتادم.حالا نه تنها باید زندان را به خاطر 3
میلیون تومان تحمل کنم بلکه برچسب سابقه دار شدن هم تا آخر عمربا من خواهد
بود.ضمن اینکه شرط را هم باختم.
به دنبال اظهارات مرد جوان تجسس‌ها برای شناسایی همدست فراری‌اش و مالباختگان ادامه دارد.وی نیز راهی اداره آگاهی شد.

 

45302