گزارش نیویورک‌تایمز در مورد توافق هسته‌ای

ظریف در این مصاحبه درخصوص برجام گفت: این یک توافق چند جانبه است و تنها بین ایران و آمریکا نیست.

وی افزود: آمریکا باید باید درک کند که جامعه جهانی معتقد است که برجام، توافق موفقی بوده و به هدفی که برای آن تعیین شده بود، رسیده است.

وزیر خارجه ایران گفت که آمریکا کمترین پایبندی را به برجام به ویژه پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا داشته است.

نیویورک تایمز در ادامه گزارش خود با پخش تصاویری از مذاکرات هسته ای، چکیده ای از سخنرانی های ترامپ را منتشر و به تلاش رئیس جمهوری آمریکا در اجلاس گروه 20 در آلمان برای منصرف کردن طرف های اروپایی از تعاملات تجاری با ایران اشاره کرد.

این گزارش همچنین به شرح اوضاع اقتصادی در ایران پرداخت و تصاویری از انتخابات ریاست جمهوری کشور را پخش کرد.

وزیر خارجه ایران با اشاره به اینکه برخورداری از مزایای اقتصادی برجام به صرف زمان نیاز دارد، یادآور شد که برای همه طرف ها مهم است که سعی کنند تا با حسن نیت، توافق را به اجرا گذارند که این در نهایت به نفع همه خواهد بود، به خصوص مردم ایران که باید مزایای اقتصادی حاصل از اجرای برجام را ببینند.

روزنامه نیویورک تایمز در ادامه این گزارش به تاکید اتحادیه اروپا به پایبندی به تعهدات خود به برجام اشاره و بخش هایی از سخنان فدریکا موگرینی مسوول سیاست خارجی این اتحادیه را با این مضمون پخش کرد که توافق هسته ای متعلق به جامعه جهانی است.
در همین حال، ظریف در ادامه مصاحبه نیویورک تایمز یادآور شد که آمریکا باید تصمیم بگیرد که آیا می خواهد از نتیجه مثبت توافق برخوردار شود، همه طرف ها باید از بابت این توافق، خرسند باشند؛ در غیر اینصورت مساله فرق می کند.

52311

هنرمندانی که به کمپین «هنر توقیفی نیست» پیوسته‌اند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کمپین «هنر توقیفی نیست» از
شامگاه یکشنبه یکم مرداد با انتشار تصاویر هنرمندان در صفحات اینستاگرام آغاز شده
است.

این کمپین به منظور تعیین وضعیت فیلم‌های توقیفی راه‌اندازی
شده است و تا به امروز، 25 هزار نفر عضو این کمپین شده‌اند.

هنرمندان و اهالی سینما با عضویت در این کمپین خواهان اتمام
توقیف آثار هنری و رسیدگی مسئولین به وضعیت فیلم‌هایی هستند که همچنان اجازه اکران
پیدا نکرده‌اند هستند. این افراد با نوشتن نام خود در کنار این جمله که «می‌خواهند هیچ فیلمی توقیف نباشد» حمایت خود را از این پویش اعلام کردند.

با استفاده از هشتگ #شان سینما
علاقه‌مندان می‌توانند عضو این کمپین شوند.

تاکنون این هنرمندان به این کمپین
پیوسته‌اند: عبدالرضا کاهانی، سعید سهیلی، علی قربان‌زاده، حمید فرخ‌نژاد،
مهناز افشار، سحر دولتشاهی، پریناز ایزدیار، حبیب رضایی، باران کوثری، شیما منفرد،
کامران تفتی، الهام پاوه‌نژاد، ماهایا پطروسیان، سارا بهرامی، کارن همایونفر، کیانوش
گرامی، اسدا..یکتا، رضا رویگری، ستاره پسیانی، میثاق زارع، آلما اسکویی، پاشا
جمالی، علی جعفری پویان، مجید مطلبی، عادل تبریزی، نازنین فراهانی، متین ستوده، نوشین
جعفری، سوسن پرور، هستی مهدوی، محسن پرهیزکاری، میثم مولایی، فرشته حسینی، آیدا
مصباحی، پاشا جمالی، اكتاي براهنی، بهتاش صناعی‌ها، مريم مقدم، ترانه یلدا، هیلا
صدیقی، غنچه قوامی، نازنین فراهانی، پاوان افسر، ریحانه طراوتی، ثمین مهاجرانی، عسل
عباسیان، علیرضا اخلاقی، پرويز پرستويى، فاطمه گودرزى، ناصر تقوايى، مرضيه وفامهر،
بهاره رهنما، روشنك گرامى، ترلان پروانه، امير كرابى، تينا پاكروان، آتيلا پسيانى،
پانته آ بهرام، پانته آ پناهى ها، محمدحسين قاسمى، صابر ابر، نيما دهقانى، مارال
بنى آدم، اميرشهاب رضويان، محسن كيايى، مصطفى كيايى، حسن مصطفوى، اميرحسين
بزرگزادگان، عاطفه رضوى

 

57243

 

اخبار تائید نشده از احتمال جدایی عمار حکیم از مجلس اعلا

رسانه های عراق عصر دوشنبه خبر دادند که عمار حکیم رهبر ائتلاف ملی عراق، قصد دارد از مجلس اعلای اسلامی که رهبری آن را نیز برعهده دارد، جدا شده و یک جریان سیاسی جدید راه اندازی کند.

طی دو روز گذشته گزارش ها و خبرهای تایید نشده ای از وجود اختلافات در درون مجلس اعلای اسلامی عراق به ریاست عمار حکیم حکایت داشت و گفته می شد که برخی ها قصد انشعاب از مجلس اعلا و تشکیل جریان سیاسی جدید دارند، اما حبیب الطرفی سخنگوی فراکسیون شهروند وابسته به مجلس اعلا در پارلمان عراق، این گزارش ها را قویا رد کرده بود.

اما السومریه نیوز، یک سایت خبری عراق ساعتی پیش در خبری یک خطی به نقل از منابع مطلع خبر داد که عمار حکیم خود قصد دارد مجلس اعلای اسلامی را ترک و یک جریان سیاسی جدید راه اندازی کند.

در همین حال در گزارش های رسانه ای در بعد از ظهر امروز دوشنبه، به درخواست همام حمودی از رهبران مجلس اعلا و نائب رئیس پارلمان عراق از عمار حکیم اشاره شده که از وی درخواست کرده است تصمیم خود را مبنی بر ترک این جریان بزرگ سیاسی به تعویق بیاندازد.

همام حمودی آنگونه که رسانه های عراقی گزارش کرده اند در نامه ای به عمار حکیم از وی خواسته است در تصمیم خود مبنی بر کناره گیری از مجلس اعلای اسلامی عراق تجدید نظر کند.

این گزارش ها هنوز از سوی مجلس اعلای اسلامی عراق بطور رسمی تایید نشده است.

عمار حکیم بعد از درگذشت پدرش عبدالعزیز در 2009 میلادی، ریاست مجلس اعلای اسلامی عراق را برعهده گرفت و در سال 2016 میلادی نیز به رهبری ائتلاف ملی، بزرگترین جریان سیاسی عراق که دولت این کشور را تشکیل می دهد، برگزیده شد.

پیش از وی و پدرش عبدالعزیز، سید محمد باقر حکیم رهبری مجلس اعلای اسلامی عراق را بر عهده داشت که اوایل سقوط صدام در 2003 میلادی در یک عملیات تروریستی به شهادت رسید.

عمار حکیم از رهبران تاثیر گذار سیاسی عراق و شخصیت شناخته شده ای در سطح منطقه است که اخیرا سفرهای موفقی به کشورهای عرب منطقه از جمله مصر و کویت داشت.

52311

گزارش کم نظیر یک ایرانی از وضعیت چند شهر عثمانی از دوران سلیم اول (م 918 ـ 926 هجری)

این متن باب نخست کتاب «تاریخ عالم» از حسن بن
حسین طایشی زاده است که آن را به نام بایزید دوم بن محمد دوم و فرزندش سلیم یکم
نوشته است. در وقت نگارش رساله، بایزید که میانه سالهای 1481 ـ 1512 میلادی (886 ـ
918) سلطنت کرد، درگذشته بوده و پسرش سلیم یکم (1512 ـ 1520/818 ـ 826) در حال
سلطنت بوده است.

باب اوّل کتاب، گزارش سفر او به قسطنطنیه،
بورسا، توقات، اماسره، کمش، عثمانجق از بلاد عثمانی در این دوره است. در این
گزارش، وی در باره برخی از بناهای شهرهای مزبور شرحی ادیبانه به دست داده و لابلای
آن نکاتی آورده که جالب است.

احترام وی به سلاطین عثمانی مزبور، یعنی بایزید
و فرزندش سلیم، از عمق باور مذهبی او نسبت به عثمانی ها حکایت دارد. در صفحه ما
قبل شروع کتاب، اشعاری در ستایش سلطان سلیم دارد:

تربیت را گر نسب باشد سبب من اَنسبم /ورحسب باشد
در آن از دیگران کم نیستم

در معیشت کم ز نااهلان ندانم از چه ام /آنچه
گیرندش فضیلت جمله گیرم نیستم

بنده در دور سلیمان زمان سلطان سلیم /چند مفلس
باشم ابرهیم ادهم نیستم

چون ز جود شه نماند از نسل آدم کس فقیر /من
فقیرم گوییا از نسل آدم نیستم

لطف عامش موجب گستاخی آمد ای حسن /ورنه حدّ این
همه افسانه دانم نیستم

و بعد این بیت:

جز این معنی نیاید از گدایی /که گوید در دل شبها
دعایی

ظلّ رأفت و سایه عاطفت بر مفارق عالمیان الی ابد
الآباد ممدود باد

و اما ابواب دیگر کتاب، شامل مسائلی از علم اولیات
است که در دوران های گذشته روی داده است. دانش اولیات، که با کتاب الاوائل ابوهلال
عسکری شهرت یافته، شعبه ای گرایش تاریخی است که در میان مسلمانان رواج داشته است.
نویسنده منتخبی از آن اولیات را از عهود مختلف در این رساله مختصر گزارش کرده است.
به نظر می رسد، باب اول، از بهترین بخش های کتاب و حاوی نکاتی در باره شهرهایی از
عثمانی است که اهمیتی داشته یا در مسیر گردش او قرار گرفته اند.

اما مهم آن است که نویسنده که خود را حسن بن
حسین طایشی خوانده، گوید که در این وقت در بلاد عجم بوده، و خواسته است تا سفری به
سرزمین عثمانی داشته باشد. او در باره خود و با اشاره به دلیل سفرش که عبارت از
«وفور وقوع فترت در عجم» است چنین می گوید: «و بعد چنین گوید افقر العباد حسن بن
حسین الطایشی ـ عفی عنه ـ که بعد از وفور وقوع فترت در عجم، خواستم که به جانب
اقالیم رُوم رَوم، و به نظر اعتبار مشاهده عجایب آن دیار کنم؛ و از مواید فواید
ربّانی که محیط عالم جسمانی و روحانی است استفاده نمایم».

 دورانی
که وی از آن یاد می کند، زمانی است که شاه اسماعیل در ایران به سلطنت رسیده و در
عثمانی هم پس از بایزید سلطان سلیم سلطنت می کرده است. این دو پادشاه در سال 920
در چالدران با یکدیگر روبرو شدند که با شکست شاه اسماعیل خاتمه یافت. سلیم مدتی در
این نواحی ماند اما به هوس فتح مصر و شام، راهی آن دیار شد و دیگر سراغ شاه
اسماعیل که تا سال 930 زنده بود نیامد.

محتمل است که نویسنده ما در این اوضاع و احوال،
مانند شماری دیگر از علمای اهل سنت، محیط عجم را برای خود ناهموار دیده و به آن
نواحی سفر کرده است.

نثر کتاب، به سلاست و روانی آثار فارسی خوب آن
روزگار است که ضمن استفاده از تعابیر ادیبانه، آرامش خاص خود را دارد و مزین به
استفاده از آیات فراوانی از قرآن حتی در این چند صفحه مختصر شده است. نثر پخته و
روشن است که نویسنده، در نگارش فارسی، توانا بوده است.

جستجوی مختصر بنده در باره نویسنده، که خود حسن
بن حسین طایشی زاده نامیده، فعلا نتیجه ای نداد. امیدوارم در فرصتی موسع، بیشتر در
این باره جستجو کنم. اجمال در همین کتاب به عجم بودن خود اشاره کرده و این که با
حمایت سلطان عثمانی، موفق به این دیدار و سفر شده است: « و به امداد و احسان ایشان
عبور بر بعضی بقاع و بلدان واقع شد، و اطلاع بر احوال و اوضاع بعضی منازل حاصل و
از آثار خیرات و مبرّات سلاطین آل عثمان که دولت خاندان ایشان الی یوم القیام
مستدام باد، بهره مند شدم. لاجرم لازم نمود به ادای شکر آن قیام نمودن، و ذکر خیر
ایشان چون دعای دولتشان ورد زبان ساختن، و از آنچه در ممرّ به نظر رسید، از غرایب
و عجایب چنانکه دأب مسافران است، حکایتی از هر باب بر سبیل ارمغان بر آن آستان
سعادت آشیان آوردن تا باشد که شنیدن این مقال موجب انشراح صدر و انبساط بال گردد».

عمده فایده رساله این است که در یک مقطع تاریخی
مهم، تصوری است از شهرهای عثمانی بدست داده و زیبایی ها و بناهای آن ها را وصف
کرده است. طبعا چنان که اشارت رفت، لابلای آنها نکات تاریخی هم دارد که مطمئنا به
کار کسانی می آید که در آن زمینه پژوهش می کنند.

 

باب اول از کتاب تاریخ عالم / حسن بن حسین طایشی
زاده (تالیف به روزگار سلیم اول 918 ـ 926)

بسم الله الرحمن الرحیم

ثنای جمیل ربّ جلیل را ـ جلّ جلاله و عمّ نواله ـ
که رَبع رُبع مسکون را از بدایع و صنایع گوناگون بیاراست، و در فصل ربیع، به فرش
وسیع نبات و ریاحین بپوشانید؛ خصوصا دار الکرام روم را که مرام و مقصد غُربا و
مساکین است، از انواع نِعم رشک بستان ارم ساخت، و بطون زمینش را همچون خزاین عامره،
مشحون از معادن دُرر و جواهر فاخره گردانید؛ و دعای بی عدّ و عدیل بر صاحب فرقان،
و ناسخ تورات و انجیل که زبده مصنوعات و خلاصه موجودات است باد، و بر آل و اصحاب
او که هر یک در کارخانه خلقت، مظهر عجایب و منبع غرایب اند؛ الی یوم التناد.

و بعد چنین گوید افقر العباد حسن بن حسین
الطایشی ـ عفی عنه ـ که بعد از وفور وقوع فترت در عجم، خواستم که به جانب اقالیم رُوم
رَوم، و به نظر اعتبار مشاهده عجایب آن دیار کنم؛ و از مواید فواید ربّانی که محیط
عالم جسمانی و روحانی است استفاده نمایم. چون در آن ولایتِ جنّت آیت درآمدم، سابقاً
از فواضل احسان عمیم الشأن سلطان ابن السلطان، خلیفة الله فی الزمان، امام العلماء
و المجاهدین و الغزاة فی الدوران، منبع العدل و الاحسان السلطان المغفور المبرور، بایزید خان بن محمدخان ـ فَتَحَ الله له أبواب
الرحمة و الغفران، و أسکنه فی بحابح الجنان مستفید گشتم، و ثانیا مستغرق بحار
انعام عمیم مظهر آیت «إلاّ من أتی الله بقلبٍ سلیم» خلف خلیفه الهی و مدار دایره
پادشاهی، بیت:

گویی ز بَدو فطرت، از ماه تا به ماهی /بر قامتش
بریده گردون لباس شاهی

نور حدقة الخلافة الباهرة، نور حدیقة السلطنة
القاهرة، ملجأ الافاضل و الاعیان، مَلِک مُلک الیونان، خلاصة السلاطین العظام،
الذی اطِّلاعه علی سرّ قلوب المتوجّهین فی الرکن و المقام، مُحیی مراسم الشریعة
الشریفة الغرّاء، ناصر اهل الملة الحنیفة البیضاء، درّة درج المکرمة والافضال،
درّی سماء السعادة والاقبال، حامی أهل الایمان، ماحی آثار الکفَرة و الطغیان، معدن
الامن  والایمان و الامان، مظهر الفضل و
الجود و العلم و العرفان،  قطب السلاطین
بجمیع الاوضاع و الارکان المؤید ممّن لا اله سواه بالفضل العظیم، السلطان ابن
السلطان ابن السلطان سلطان سلیم

گوهر درج کرامت اختر برج کمال /آفتاب اوج حشمت
مظهر لطف اله

شهسوار عرصه اقلیم دین سلطان سلیم /خسرو صاحب
قران و داور دوران پناه

مستفیض از نفحه گلزار فضلش جان و دل /مستنیر از
لمعه رای منیرش مهر و ماه

دولت او با جهان و رفعت او با سپهر /فاش می
گویند مردم از سر تمکین و جاه

کای جهان از دولت ما هرچه می جویی بجوی /وی سپهر
از رفعت ما هرچه می خواهی بخواه

لازال امره ظاهراً و حکمه آمراً، و سلطانه قادراً
و لسان مدحه شاعراً، و جوده للعطایا ناثراً، و بعیدات المطالب قریبة لدیه حتی یکون
مستقبلها حاضراً، و جعل بیته للبیت العتیق ثانیاً. اللّهم اجعل عین الکمال عن ساحة
اقباله محجورة، و أیدی الحوادث عن رتبة اجلاله مقصورة،

و به امداد و احسان ایشان عبور بر بعضی بقاع و
بلدان واقع شد، و اطلاع بر احوال و اوضاع بعضی منازل حاصل و از آثار خیرات و مبرّات
سلاطین آل عثمان که دولت خاندان ایشان الی یوم القیام مستدام باد، بهره مند شدم.
لاجرم لازم نمود به ادای شکر آن قیام نمودن، و ذکر خیر ایشان چون دعای دولتشان ورد
زبان ساختن، و از آنچه در ممرّ به نظر رسید، از غرایب و عجایب چنانکه دأب مسافران
است، حکایتی از هر باب بر سبیل ارمغان بر آن آستان سعادت آشیان آوردن تا باشد که شنیدن
این مقال موجب انشراح صدر و انبساط بال گردد.

 بنابر
آنکه نزد سلطان کامکار و خداوندگار عالمدار ـ بسط الله ظلّه و فضله  لانتشار الرحمة فی الامصار علی اولی الایدی
والابصار ـ همه چیز حاصل است، و بی شمار و بی اعتبار مگر معرفت حکایات اوایل و
اخبار غرایب آثار و ابداع عجایب قصص و امصار، زیرا که استماع آن موجب ازدیاد
اعتقاد و ایمان است بر هستی و قدرت آفریدگار جهان. «
إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ‏ يَسْمَعُونَ‏»

و این کتاب مشتمل است بر پنج باب و خاتمه

باب اول در تعریف اقلیم روم و بلدان آن و توصیف
آثار خیرات آل عثمان.

باب دوم در اوّل ما خلق الله تعالی.

باب سوم در بیان امور و اشیایی که از حضرات
انبیا ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ ظاهر شده یا در زمان ایشان واقع گشته.

باب چهارم در بیان امور که از حضرت رسالت ـ صلی
الله علیه و سلم ـ صادر شده یا از خلفا و اصحاب و تابعین و تبع و ائمه ظاهر شده

باب پنجم در بیان اموری چند که از فراعنه و ملوک
ماضیه واقع شده یا در زمان ایشان ظاهر گشته.

باب اوّل در تعریف اقلیم روم و بلدان آن و در
تعریف خیرات آل عثمان:

چون بر مقتضای امر هدایت نمای «قُلْ‏ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا» و بر حسب فحوای حکمت مؤدّای «تَسافروا تصحوا و
تغنموا» عنان عزیمت از وطن مألوف به صوب سفر مصروف گشت، در اثنای آن توجه به جانب
ولایت جنّت آیت روم واقع شد.

بعد از تحمل مقاسات شداید سفر، و تجرّع کاسات
نوایب نوم و سهر، بدان دیار بدایع آثار رسیدم. جهانی دیدم بسان باغ جنان دلگشا، و
چون بزم خسروان فرح بخش و روح افزا. جبال عرش مثالش از علّو منزلت به آسمان سر فرو
نیاورده، و در سبزی و نضارت از صحن چمن کوی لطافت برده، و درختان طوبی سانش به حدّی
بلند که اطباق افلاک اوراق سبز او نمودی، و عنقود ثریا شکوفه شاخه های او بودی، آب
های روانش در مقام راست ترانه گفتی، و به هر جا رفتی از مقدمش گل عشرت شکفتی، بیت:

زمینش سبز و خرم همچو رضوان /سراسر مسکن حوران و
غلمان

و در هر شهری بهری از عجایب روزگار و بدایع صنع آفریدگار
مشاهده می شد، و در هر جایی بنایی از آثار خیر سلاطین مکرمت شعار آل عثمان که ذوات
شریفشان جامع کرم حاتم و عدل نوشیروان است پیدا، و در هر یک از اسباب ضیافت
مسافران و معیشت مقیمان مرتب و مهیّا.

صفت قسطنطنیه

از آن جمله به کنار بحری رسیدم بر روی زمین بسان
آسمان محیط گشته، و در هر برجی از آن حوت و سرطان خانه گرفته، پس در آن بحر عمیق
با جماعتی رفیق گشته در کشتی نشستم، و آن کشتی در تیز گردی چون هلال بر فلک
لاجوردی روان گردید. در اندک مدت مسافت دریا را قطع کرده به ساحل رسید.

ناگاه سواد اعظم دارالسلطنه قسطنطنیه پیدا شد؛
شهری چون ارم ذات العماد بر سرهای ستون، و سورش از احاطه وهم دوراندیش بیرون؛
حصارش سر بر فلک کشیده؛ و خندقش بر پشت سمک رسیده؛ دیوارش از سنگ رخام بر حوادث
ایام سدّی بسته؛ دور سورش صورت «مرج البحرین یلتقیان» به ظهور پیوسته؛ اهل آن شهر
را بسان سلیمان آب در تحت اطاعت و باد در فرمان بود که حوایج ایشان را به فُلک های
فَلک آسا، چون تخت سلیمان از مسافت بعیده در اندک زمان می‌رسانید؛ و هر محله ای از
آن، بسان بستان، محلّی از ریاحین و اشجار که بی مؤونت انهار از سرچشمه «
وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا
بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَة
» سرسبز و برومند بودی؛ چون شهری چنین جنّت آثار، لیاقت کفار نداشت؛ و فتح آن
از زبان معجز بیان حضرت سید عالمیان ـ علیه السلام ـ موعود بود، و در جمیع اعصار
سلاطین روزگار، به وصول این دولت و حصول این نعمت امیدوار بودند؛ لیکن عنایت الهی
و نصرت فضل نامتناهی، عنان این عطیّه به دست کسی داد که همگی همّتش به اِعلای
اعلام ملّت محمدی و احیای احکام شریعت احمدی مصروف بود، و ذات شریفش به اوصاف و
همنامی خیر الانامی موسوم و موصوف، و هو السلطان المبرور المغفور، الذی کان سعیه
مشکور، السلطان بن السلطان، سلطان محمد بن مرادخان ـ علیه الرحمة والرضوان ـ  لاجرم ساحت آن زمین را به آب تیغ کین از خُبث کفَره
و مشرکین پاک ساخت، و آن بلده ی طیّبه را مسکن مسلمانان و مأمن مؤمنان گردانید.

و از آن جمله، بقعه ایاصوفیه را که قبّه اش چون
گنبد آسمان رفیع، و عرصه اش چون صحن زمین وسیع است، به اعلام اسلام مزیّن و به
قنادیل مینافام روشن کرد، و منبر معراج اثر برپای کرده، خطیب بلندآواز بر بالای آن
ندای هدایت مؤدّای «الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لِنَهتدی لولا أن هَدانا
الله» به گوش عابدان صوامع قدس و معتکفان مجالس انس رسانید؛ و مُقریان خوش نوا بر «طرفی
النهار و زلفاً من اللیل» صلای «أقِم الصلوة» درداده، و حافظان خوش ادا برحسب فرمان
«فاقرؤا ما تیسّر من القرآن» زبان عندلیب آسا برگشاده؛ و خادم و فرّاش و دربان و
غیر آن به جهت ضبط امور مسجد مذکور مقرّر کرده؛ و هر یک را از خزانه ی احسان،
وظیفه ی وافر و خلعتی فاخر تعیین فرموده، و با این همه همای همّتش به احیای بناهای
قدیم که از قبیل تشبّث به عظام رمیم است قانع نشده، و به آشیان انشا و ابداع بقاع
خیر پرواز نموده، و در بهترین مکانی و خوبترین زمانی، بنای بیرون از حد قیاس اساس
نموده، جامع انواع ابنیه و شامل اصناف امکنه، و در میان آن بنا جامعی که جُدرانش
از ارکان عناصر بالا بود، و آسمان مانند رصاص بر فراز قبّه او می نمود، برپا کرده؛
سقف رفیعش برتر از ادراک بصر، و صحن وسیعش بیرون از حدّ مدّ نظر، قنادیل بی عدیلش
در صفا از مشرق «کأنّها کَوکب
ٌ دُریٌّ» درخشان، و در ضیا از اقتباس نور «یکاد زیتها
یضیء» تابان، در جانبین محرابش مصحف‌های خوش خط که در لطافت نسخ خطوط یاقوت بودی، و
سواد عین را از مدادش ضیا فزودی، بر سر کرسی ها نهاده، هر یک چون دست دعا گشاده، و
به جهت حفظ مصحفی در بر کرده برپای ایستاده، و شرقی و غربی آن جامع را به هشت مدرسه
بهشت مرتبه  که در شرق و غرب کسی مثل آن
ندیده، تحدید کرده، و مابین جامع و مدارس را از بساتین مزیّن به انواع اشجار و
ریاحین تزیین داده؛ و در جانب جنوب دو بنای خوب عمارت کرده، یکی به جهت تربیت اصحّا،
و دیگری برای تقویت ضعفا و مرضی، یکی از غذا، چنانکه اگر اهل جهان میهمان آن خوان
عمیم الاحسان گردند، فواضل نعمش از همه زاید آید، و در دیگری از دوا، چندان که اگر
ادویه و اشربه آن دارالشفا را بر مرضای دنیا قسمت کنند، همه را شافی و کافی گردد،
و در آنجا طبیبان حکمت بیان تعیین کرده که در تشخیص مرض از قبض نبض ید بیضا
نمودندی، و در باب علاج و اصلاح مزاج چون عیسی «
َ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ‏ وَ الْأَبْرَص‏» دعوی کردندی، و در آن یک خادمان نامدار و مطبخیان پخته
کار صبح و شام با طعام قیام نموده، و سماط جنّت سمات کشیده، و آن صحن زمین را از
اطعمه «لامقطوعة و لاممنوعة» چون خلد برین گردانیده، و صلای بشارت صدای «کلوا مما
فی الارض حلالا طیبا» به گوش مساکین ربع مسکون رسانیده.

و آن عمارت از آمد شد جمع کثیر چون جامع کبیر
نمودی، بلکه در کثرت از میدان سعادت افزون بودی؛ چون از شرح از باب وظایف و اصناف
طوایف، آن بنای عالی شان دفتر محاسبان جز رقمی نمی تواند بود، و به امداد مداد از
آن بحر احسان جز بیان نَمی، نمی توان کرد، و همچنان عجایب آن دیار در تحت احصا و
شمار درنمی آید، و اطناب در این باب موجب املال می‌نماید. پس اختصار بدین مقدار
اولی نمود.

صفت برُوسا!

چون به بلده فاخره جنان آسا که موسم به بروساست
[= بورسا] رسیدم، شهری دیدم عظیم جامع اصناف طوایف و انواع ظرایف،  مرجع سایح و تاجر، و مجمع مقیم و مسافر.

ازو، نفایس اقمشه و حریر که از حد تقریر و تحریر
بیرون است بیرون آمدی؛ بناها و خانه‌هایش چون حجله عماری سر به سر چون بکاری، و
چون بیت المعمور از کدورت آب و گل دور، و در هر محله از آن اشجار بسیار و انهار
روان.

و درو از بقاع خیر چندان که در ضیافت مدت مسافرت
به حد اقامت رسیدی، و تا یک ماه ضیافت مسافر به آخر نرسیدی.

و در جانب قبلی او کوهی است در بلندی به کره
زمهریر رسیده، و در سردی درگذشته برف بر سر آن چون قلل جبال سال به سال بماندی، و
از غایت سردی قطره آبش، آتش عطش بنشاندی. آب‌هایش از منبع «فیها عین جاریة» جاری،
و گیاهش نافع هر مرض و بیماری، و در موضعی چند از آن شهر آب آتش وش به جوش آمده
بعضی از آن در حرارت به حدی که در طبخ طعام به آتش احتیاج نیفتادی، و بعضی در درجه
اعتدال بدان منوال که برهنه ها را در برودت هوا به جای جامه شدی، و در زیر چشمه ای
از آن حوضی بلکه چشمی بود بر روی زمین که مردمک آن دلبران زهره جبین بودندی. بیت:

چو برو عارض نازک بدنان روشن و خوش /چو دل و
دیده صاحب نظران گرم و پرآب

دایم در نظاره خوبان اشک گرم ریزان، و پیوسته بر
رخسارشان چشم گشاده و حیران؛ گاه چشم ها را از عارضشان آب می داد، گاه در قدمشان
عاشق سان، از سر گذشته می افتاد، یا از اجتماع سیم تنان بحری بود پر از دُرَر
منثور یا از زلف و عارضشان منبع عنبر و کافور.

صفت اماسره

چون از آنجا گذر کردم، بعد از بُعدی چند، به شهری رسیدم موسوم به
اماسره. شهری دیدم کوه تا کوه از خانه‌ها و سرا و عمارت انبوه، و از میان آن شهر،
نهری عظیم گذران، و اطرافش مزیّن به باغ و بستان، و در هر بستانی چرخی بسان آسمان
گردان، و در هر برجی از آن دلوی آویزان که چون سرطان در آب رفتی، و به حوت رسیدی،
و از آن نهر آب برگرفتی، و به میزان برکشیدی، چون آب از بالای چرخ ریختی فحوای « فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِر»
معاینه شدی.

زمینش مزیّن از بساتین جنت آیین، و نسیمش مروّح
از شمیم ازهار و ریاحین، و حصارش بر قله کوهی چنان بلند که تا آفتاب به درجه
ارتفاع نرسیدی به آن حصار گردون آثار مقابل نگشتی، و در آن شهر عمارتی از میامن
مبرّات حضرت سلطان صاحب قران، حامی اهل الایمان، ماحی آثار الکفَرة و الطغیان،
خلیفة الله فی الارضین، قهرمان الماء و الطین، السلطان المرحوم المغفور سلطان بایزیدخان
ابن محمدخان ـ فتح الله ابواب الرحمة و الغفران و اسکنه فی بحابح الجنان ـ ارتفاع
یافته و منبع صفا و نزهت، و مجمع حضور و بهجت.

و از آن جمله جامعی چون بیت معمور در صفا و
لطافت بی قصور، و در زیر قبّه های مینافامش قنادیل مینایی چون کواکب ثواقب فروزان؛
و در اطراف محراب ملک مقامش مشاعل خورشید مماثل فروزان.

در یمین آن مدرسه عالیه که ساکنانش چون اصحاب
یمین بر مسند فراغت و تمیکن «

مُتَّكِئينَ‏ فيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً
» (انسان: 13) به قوّت مطالعه حل دقایق و کشف حقایق کرده، و
صبح و شام از انواع طعام «ما ت
َشتَهِی الأنفُس» محظوظ گشته، و در شمایل آن آتش افروزان مطبخ
احسان چون ملایک موکل به زیر آن آتش افروختندی، و کوه های هیزم را به یک دم چون
اصحاب جحیم بسوختندی. چون اطعمه مهیا شدی صلای «
وَ يُطْعِمُونَ‏ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ
أَسيرا
» (انسان: 8) در دادندی، و بعد از استحضار آن به جهت اطمینان
خاطر مسکینان زبان به ترجمان «إنّما نُطعمکم لوَجه الله لا نُرید مِنکم جزاءً و لا
شَکوراً» گشادندی، و در طریق ضیافت، آداب رعایت و شرایط خدمت به جای آوردندی.

صفت توقات

از آن جمله خِطّه ی توقات که مسکن تقات است، مزیّن
است و معمور به عمارتی گردون رفعت، مشتمل بر جامعی رفیع بنا، و مدرسه مروّح و
باصفا، و جماعتی خانه های هر یک بر وضعی معیّن و شکلی مستحسن. به یُمن همّت صاحب سعادتی از پرده نشینان حرم آن خاندان که این زمان ذات
عدیم المثالش در پس پرده مما
ت همچون اوقات حیاتش مستور است، و آثار خیراتش
بر صفحات کاینات تا نفخ صور  مسطور و مذکور.

صفت کُمش

چون از آن محل انتقال کردم، به موضعی رسیدم که
نامش کُمِش بود، پر از باغ و بستان، و آبهای روان و اشجار فراوان، و در میان آن دودی
دیدم که بر آسمان می سود، و آسمان گویا از تاثیر آن کبود بود، و زر اشرفی سرخ
آفتاب از پس آن حجاب بنفشی می نمود.

چون به آنجا رسیدم، کوره ها دیدم زیاده از پنج و
شش، چون درکات جهنم پر آتش که در آنها سنگ های کوه بلکه کوه های سنگ می انداختند،
و در یک دم می گداختند؛ گویی آن آتش از نار «
الَّتي‏ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة» نشانه ای است بل نار جهنم از آن آتش سرکش زبانه، یا هر یک
از آن کوره مذکوره شخصی بود محرور المزاج که حکمای روزگار به جهت علاج خاک و سنگ
آزموده، که خاصیت محموده داشت به خورد او می‌دادند، و از تنقیه فضّه و نحاس و رصاص
استفراغ بلغم و صفرا و سودا می کرد، یا هر یک جسدی بود که اهل اکسیر روح درو می
دمیدند، و آن سنگ و خاک را به تربیت سیم خالص پاک می ساختند.

و همچنین در موضعی دیگر به نام باقرکوره، بر
طریقه مذکوره از احجار می گداختند، و ظروف و اوانی مس می ساختند. نه قلّت را به آن
معادن راه بود و نه کسی از کمیّت او آگاه، و همچنان در بسیاری از مواضع ارباب
صنایع دیده می شد، در صنعتی نادر و در حرفتی ماهر که
مثل ایشان در عجم کم بود، و در عرب عجب می نمود.

صفت عثمانجق

چون از آنجا گذشتم، به موضعی دیگر عثمانجق نام
رسیدم. باغستانش از برگ درختان بر روی آفتاب نقاب بلند بسته، و بر هر شاخی از آن
اشجار طوبی شعار مرغان خوش الحان نشسته، و در میان آن نهری عظیم و عمیق بود، و از
حُمرةِ لون احجارش، چون مرجان و عقیق می نمود؛ چون آن نهر قلزم آثار بر روندهای
روزگار راه گذار بسته بود، دست جود و احسان سلطان مغفور مرحوم قنطره نادره که چشم
دوربین مثل آن ندیده، و هیچ گوش قصه شنو، بدان طول و عرض نشنیده، بر بالای ستونهای
کوه نهاد که آیت «ذات
ِ العِماد الَّتي‏
لَمْ يُخْلَقْ‏ مِثْلُها فِي الْبِلاد
» در شان آن گویا بود، برپای کرده، و آن جوی جسیم از اندراج قوایم آن صراط مستقیم
مورد «
فَانْفَلَقَ‏ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظيم‏» (شعراء: 63) گشته.

 

چون وصف آن عالی بنیان پایان ندارد و غرایب آن
محلّ تأمّل نیست، در گذشتن از آن اولی است.


رسول جعفریان

سند ملی توسعه گردشگری پس از امضای رهبری ابلاغ می‌شود

جمشید حمزه زاده رئیس جامعه هتلداران کشور و رئیس کارگروه تخصصی هتلداری و مجتمع‌های پذیراییِ شورای عالی سیاستگذاری تدوین سند ملی توسعه گردشگری، درباره این سند گفت: این سند پس از تنظیم در مجمع تشخیص مصلحت نظام، تقدیم رهبر معظم انقلاب شده و پس از آن با امضای ایشان به نهادهای ذیربط ابلاغ خواهد شد.

در این جلسه که با حضور “رشیدی” – دبیر کمیسیون گردشگری مجمع تشخیص مصلحت نظام، “دکتر رحیم پور” – مدیرعامل شرکت مهرسیاحت بیمه ایران، “بیدگلی” – مدیر اجرایی جامعه هتلداران، “دکتر تاوتلی” – مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری ایرانگردی و جهانگردی، “کریمی” – مدیرعامل شرکت آرین پارسه کیش، و تنی چند از مدیران استانی جامعه هتلداران کشور و تعدادی از مدیران مجموعه‌های پذیرایی و بین راهی تشکیل شد، بررسی و تبادل نظر پیرامون مشکلات و موانع موجود برسر راه فعالیت مجموعه‌های پذیرایی بین راهی پی گرفته شد.

اعطای تسهیلات در خصوص تخصیص زمین، ایجاد زیر ساخت‌های لازم توسط سازمان‌های بالاسری، توسعه و یکپارچه عمل کردن تمامی واحدهای رفاهی و پذیرایی بین راهی تحت تشکلی یکسان، از جمله الزامات مطرح شده در تنظیم سند ملی توسعه گردشگری، بعنوان یک سند بالادستی بود.

گفتنی است سومین جلسه کارگروه هتلداری و مجتمع‌های پذیرایی شورای عالی سیاست گذاری تدوین سند ملی توسعه گردشگری در دفتر مرکزی شرکت سرمایه‌گذاری ایرانگردی و جهانگردی با همکاری کمیسیون اجتماعیِ مجمع تشخیص مصلحت نظام، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و جامعه هتلداران ایران برگزار شد.

47238

واکنش جمنا به نامه انتقادی قالیباف /برنامه زودهنگام جبهه مردمی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰

سیدمحمد حسینی عضو هیأت رئیسه جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی گفت: پس از انتخابات ضرورت داشت که فعالیت‌های چندین ماهه جبهه مردمی بازبینی شود نقاط ضعف و قوت مشخص شود و سیاست‌ها و راهبردهای جدیدی تعیین شوند لذا طی چندین جلسه در هیأت رئیسه و شورای مرکزی این مطالب امروز به نتیجه رسید و تقریبا نهایی شد.

عضو هیأت رئیسه جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی تاکید کرد: جبهه مردمی در حال حاضر یک تحلیل جامع از وضعیت کشور، انتخابات گذشته و ادامه فعالیت‌های جبهه در دست دارد و در این طرح نقاط ضعف و قوت و فرصت‌ها و تهدید‌ها کاملا مشخص شده‌اند و بر مبنای آن راهبرد‌ها و سیاست‌های کلی جبهه و اهم برنامه‌های عملیاتی تدوین شده است.

وی درباره اینکه آیا این طرح سند راهبردی جبهه مردمی است، گفت: بله، این طرح امروز تقریبا نهایی شد، هر چند ممکن است بعد‌ها یکسری اصلاحات جزئی داشته باشد اما چارچوب و محتوای کلی آن مشخص شده است.

عضو هیأت رئیسه جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی تصریح کرد: درباره ساختار جبهه مردمی و اینکه آیا اصلاحاتی نیاز دارد یا خیر، ‌ سازمان جبهه در استان‌ها و شهرستان‌ها، وضعیت کشور، رصد اقدامات و عملکرد نهاد‌ها و دستگاه‌ها و همچنین تحلیل برخی موضوعات مهم در کشور، بحث و تبادل نظر صورت گرفت.

وی با اشاره به قرارداد توتال یا انتخابات نظام پزشکی، یادآور شد: جبهه در قبال این موضوعات، موضع روشنی دارد و صرفا هم مسئله نقد مطرح نیست. بلکه دارای پیشنهادات و راهکارهایی است که مطرح می‌شوند.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا در این جلسه درباره نامه قالیباف و تاکید وی بر تعریف نواصولگرایی صحبت شد یا خیر، اظهار داشت: بله در این جلسه مطرح شد که چنین نامه‌ای نوشته شده است؛ روال جبهه این است که از همه ظرفیت‌ها و نیرو‌ها استفاده شود و دیدگاه‌های مختلف را مورد توجه قرار دهد.

29219

ویژه برنامه رادیو نمایش برای روز دختر

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نمایش رادیویی «آن بانوی بزرگوار» را بابک صفی‌خانی بر اساس زندگی حضرت معصومه (س) نگاشته است.

در این نمایش رادیویی، بیوک میرزایی، سیما خوش‌چشم، احمد گنجی، محمد یگانه، سینا نیکوکار، صفا آقاجانی، مهرخ افضلی، نازنین مهیمنی، محسن بهرامی، افسانه محمدی و مینو جبارزاده ایفاگر نقش‌ها هستند و پیروز صدرایی (صدابردار) و محمدرضا قبادی‌فر (افکتور) هم با این گروه همکاری کرده‎اند.

این نمایش رادیویی به کارگردانی حمید منوچهری، سه شنبه سوم مرداد ساعت 12:00 ظهر از رادیو نمایش پخش خواهد شد.

 

57243

تیم ملی امید به عمان باخت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در آخرین دیدار از مرحله گروهی رقابت های انتخابی زیر ۲۳ سال آسیا، ایران و عمان از ساعت ۱۷:۳۰ در بیشکک به مصاف هم رفتند که عمان توانست با پیروزی دو بر صفر مقابل شاگردان امیر حسین پیروانی صدرنشین گروه A شود و ایران در جلایگاه دوم قرار بگیرد.
تیم ملی ایران با این شکست در انتظار پایان رقابت های گروهی می ماند تا در صورت داشتن امتیازهای کافی به عنوان یکی از تیم های دوم راهی مرحله نهایی شود.
ایران در بازی نخست نیز توانست قرقیزستان را با حساب دو بر یک ببرد. تیم چهارم این گروه یعنی سریلانکا از حضور در این مرحله انصاراف داد. عمان در بازی نخست خود قرقیزستان را با حساب ۵ بر یک برده بود.
43 43

رسمیت قطعی صدور سند مالکیت خودرو به دست پلیس

سرهنگ محمد ترحمی در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صداوسیما گفت: در حال حاضر با وجود سه قانون یعنی ماده 1287 قانون مدنی ایران، ماده 29 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی و ماده 22 قانون حمل و نقل و عبور کالا از قلمرو جمهوری اسلامی ایران؛ سند مالکیت نیروی انتظامی، سند رسمی خودرو محسوب می شود.

وی افزود: سند ناجا به اعتبار قانون رسمی است و نمی توان با اعلام اینکه سند مالکیت پلیس رسمی نیست مردم را ترساند.
رئیس اداره حقوقی پلیس راهور ناجا گفت: اگر قرار است سند پلیس، سند رسمی نباشد؛ باید ماده 1287 قانون مدنی ایران ماده 29 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی و ماده 22 قانون حمل و نقل و عبور کالا از قلمرو جمهوری اسلامی ایران؛ تغییر کند.

سرهنگ ترحمی افزود: سند پلیس به عنوان مامور رسمی در حدود صلاحیت ماده 22 قانون حمل و نقل، طبق ماده 29 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی بعد از تعیین اصالت وسیله نقلیه، هویت متعاملین و در نهایت دریافت دیون معوق و تعویض پلاک به نام مالک جدید صادر و به شهروندان ارائه می شود که در واقع سندی معتبر و اعتبارش به استناد صلاحیت نیروی انتظامی است.

وی گفت: ماده 29 روشن و مترقی است و ابهام در آن وجود ندارد و فقط به اختیار مردم برای ثبت در دفترخانه ها احترام گذاشته است اما بر اساس بند دهم اصل سوم قانون اساسی، حاکمیت موظف است؛ تشریفات غیر ضروری را از مسیر شهروندان بر دارد.

سرهنگ ترحمی افزود: از آنجایی که خودرو یک مال منقول و یک کالای مصرفی با دوام است اینکه شهروندان بخواهند دو سند رسمی برای معامله یک مال منقول دریافت کنند به معنای تشریفات سخت گیرانه است که در سایر کشورهای دنیا وجود ندارد و هر کشور راحت ترین راه را برای مردم خود ایجاد کرده است.

وی گفت: دفترخانه ها سند مالکیت صادر نمی کنند بلکه سند ثبت معامله را انجام می دهند بنابراین برای خودرو برگه سبز یا همان سند مالکیت پلیس کفایت می کند.

رئیس اداره حقوقی پلیس راهور ناجا افزود: در هر مرجعی که بخواهند مالک وسیله نقلیه را مشخص کنند بهترین، راحت ترین و مطمئن ترین راه این است که از سامانه های بر خط و بروز پلیس در کمترین زمان با بیشترین دقت استعلام بگیرند.

سرهنگ ترحمی گفت: بر اساس ماده 47 قانون ثبت فقط ثبت اموال غیر منقول در دفاتر اسناد رسمی الزامی است و بقیه اموال منقول مانند اتومبیل، جواهرات، یخچال سای بای ساید یا حتی نمکدان منزل ثبتشان در دفترخانه ها الزامی نیست بلکه به اختیار است.

وی درباره سخن اخیر سخنگوی دستگاه قضا درباره اینکه به سند سبز پلیس در محاکم قضایی استناد نمی شود افزود: سند پلیس به اعتبار قانون که فصل الخطاب است سندی رسمی است و در مراجع قضایی هم به ادعای خواهان یا خوانده در مورد سند ناجا فقط جعل متصور است و حتما نمی توانند انکار و تردید را مدعی شوند.

سرهنگ ترحمی گفت: از آنجا که فقط جعل متصور است پس سند مالکیت پلیس به اعتبار ماده 1287 قانون مدنی ایران سندی رسمی است.

وی افزود: ماده 1287 قانون مدنی ایران می گوید اسنادی که در دفاتر اسناد رسمی یا نزد ماموران صالح در حدود صلاحیت ها و طبق قانون صادر می شود؛ قانونی است و ماده 22 حمل و نقل و عبور کالا از قلمرو جمهوری اسلامی ایران نیز حدود صلاحیت ها را مشخص کرده است.

سرهنگ ترحمی اضافه کرد: چگونه گواهینامه رانندگی یک سند رسمی است که ناجا صادر می کند اما سند مالکیت و پلاک خودرو که باز هم جزو حوزه مسئولیت پلیس است باید سند عادی تلقی شود؛ این اصلا امکان ندارد.

وی درباره نتیجه نهایی کمیسیون اصل 90 مجلس به خبرنگار ما گفت: پس از بررسی ها در نهایت کمیته سیاسی و نظامی کمیسیون اصل 90 گزارشی تهیه کرد که بر اساس آن ناجا تخلفی را مرتکب نشده بود و با تایید اقدامات نیروی انتظامی، گزارش در صحن کمیسیون قرائت شد و در اختیار نمایندگان ناجا نیز قرار گرفت.

رئیس اداره حقوقی پلیس راهور ناجا افزود: با توجه به تبصره ماده 5 قانون نحوه اجرای اصل نودم مجلس شورای اسلامی ، کمیسیون در صورتی که به تخلفی از سوی ناجا برسد باید برای دادسرا مراتب را به مراجع قضایی ارائه کند اما چون تخلفی دیده نشد و توضیحات نیروی انتظامی کامل و قانونی بود از نمایندگان خواستند صحن را ترک کنند و تصمیم گیری مقتضی انجام شد.

سرهنگ ترحمی اضافه کرد: این کمیسیون در تصمیم گیری خود اقدام به تفسیر کرد که آیا مردم لازم است به دفترخانه ها بروند یا خیر؟

وی گفت: برابر اصل 73 قانون اساسی، تفسیر در حدود نمایندگان مجلس در صحن علنی تعریف شده است و کمیسیون حق تفسیر ندارد؛ بنابراین فرمانده ناجا در نامه ای به رئیس مجلس خواستار تعیین تکلیف این موضوع شد.

سرهنگ ترحمی افزود: در نهایت رئیس مجلس وفق قانون تدوین و تنقیح قوانین و مقررات کشور مصوب 1389 نظر حقوقی و قانونی معاونت مجلس را خواستار شد که مفاد این نظریه در خرداد امسال به رئیس مجلس اعلام و در همین ماه نظر قانونی و حقوقی مجلس نیز به نیروی انتظامی اعلام و ابلاغ شد.

وی اضافه کرد: بر اساس ماده 22 قانون حمل و نقل و عبور کالا از قلمرو جمهوری اسلامی ایران وظیفه و مسئولیت صدور گواهینامه رانندگی، اسناد مالکیت و پلاک خودرو در قلمرو جمهوری اسلامی ایران بر عهده نیروی انتظامی است و هیچ قانون یا مصوبه ای مبنی بر اجبار مراجعه مردم به دفاتر اسناد رسمی یافت نشد.

رئیس اداره حقوقی پلیس راهور ناجا گفت: در نهایت بر اساس ماده 1287 قانون مدنی ایران، اسناد صادره در صلاحیت نیروی انتظامی و به عنوان اسناد رسمی تلقی می شود و ناگزیر در محاکم قضایی کشور مورد قبول است.

47237